ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمی شنوند... عجب تلخ است، قصه ی عادت !!!
Ama to gharebe nisti rahat be dastet nayavordam ke rahat beriii bezarid ar0m sham hamin mikham zar bezanam mikham gerh konam بزن بارون بزن خیسم کن ابم کن ترم کن کمک کن تازه بارون من غریبم پرپرم کن دلم از درد بی دردی گرفته دلم از هرچه دلسردی گرفته دلم از تو دلم از من و از ما دلم از اینهمه غوغا گرفته . زخمی بر پهلویم است ، روزگار نمک میپاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که میرقصم در زمین سه چیز از هم جدا نمی شوند ، باران از زمین ، عاشق از معشوق و من از تو ! daram 2ta چون نان و نمک چون لبان گرگرفته ازتب که نیمشبان درالتهاب قطره ای اب برشیر ابی میچسبد. تورادوست دارم چون لحظه شوق،شبهه،انتظار و نگرانی درگشودن در بزرگی که نمیدانی در ان چیست. تورادوست دارم چون سفر نخستین هواپیما برفراز اقیانوس چون غوغای درونم لرزش دل و دستم تورادوست دارم چون گفتن"شکر خدا زنده ام" یک ،دو ،سه چندین و چند هر چقدر میشمارم خوابم نمیبرد این ستاره های خیالی را من که از سقف اتاقم جاری است تا بی نهایت خاطرات تو *** یادش بخیر وقتی بودی نیازی به شمردن ستاره ها نبود اصلا یادم نیست ستاره ای بود یا نبود هرچه بود شیرین بود حتی بی خوابی بدون شمردن ستاره ها 2U3T DARAM 2TA چرا تنهایی رو با اینکه نفرینشم میکنیم بازم دوست داریم؟ چرا با اینکه یکی رو کنارمون داریم بازم تنهاییم؟ چرا من تنهام؟ BAHARAM KOJAS MAN CHERA HALAM ENGHAD BADE MADARET RO KHODA ............. همین روزاست اونم با من گریش بگیره پر از روزای بی تو ، پر از روزای سردم میدونی چند تا پاییز، بهارو گریه کردم ؟ میشه چشاتو دید و دوباره عاشقت شد! من از روزای بی تو دلم خیلی گرفته تو نیستی جز تو با کی بگم از چی گرفته ! baharam ba tamame vojodam asheghetam daram dard mekesham baharam vay age rozy nabashi mohamad ham nist ay delam akh ke cheghad geryeh khobe akhke khali kardan boghz che hali mide vali chera boghzam khali nemishe che dardi ro tahamol mikonam baharam bedone to vay mast bodan che ghad khobe dostet daram daram 2ta امـــــــــــروز یــــــک مــــــــرده شـــــــور را دیــــــــــــدم تمام بدنم را زخم کرد.. mr30 lonely-girl1995 روزی دختری با قلبی به اندازه خورشید درخشیدمعد ل خوبی هایش الگــــــوی هر احساسی شد هیچ دیده ای نسیم پاییزی با خبر آمدن بهـــــــار گل باران میشود دارم 2تا نوشته شده توسط _.-*((MoHaMaD))*-._ وقتی محمدم دلش میگیره... وقتی تنها میشه... میا اینجا حالا دل من گرفته.... من تنهام... محمدم٬ فقط خودت بلدی اینجا رو آپ کنی...دست و دلم به نوشتن نمیاد... زود بیا... دوستای گلم دعا یادتون نره ها................ بهار این بار من اومدم آپ بذارم٬ میدونم مثل عزیزترین کسم بلد نیستم خوب بنوسیم!!! ولی خب تو این چند روز نبودن محمدم دوست ندارم اینجا سوت و کور باشه... تا خودش برگرده و دوباره هممون از بودن در کنارش لذت ببریم از همتون میخوام واسش دعا کنین... من فقط اینجا رو آپ میکنم بنابراین همه ی کامنت هاتون نخونده میمونه تا محمدم خودش بیاد وجواب بده دوستتون دارم بهار هم چنان منتظرم .-----***{{MoHaMaD}}***-----. DARAM2TA 7 روز مونده چه تند میگذره من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم خوبه دارم خورد میشم یه جورای از این خورد شدن لذت میبرم اخ که درد هم لذت داره بهم نخندید بهم نخندید : خوب اخه خیلی وقته یادم رفته لذت چه شکلی . میدونید خیلی وقته از لذت یک تصور دارم شاید . دیگه خیلی وقته بهترین لحظه هام مثل وقتی که با عشقم عشق بازی میکنم بد فکر نکنید عشق من 400 کیلومتر ازمن دوره ولی این فاصله بین من و اون یک نفسه بالاخره تموم میشه تموم میشه اره تموم میشه ولی ولی چرا ؟ چرا باید تموم شه ؟؟؟؟؟؟؟؟ از این همه نا برابری از این همه فرق ار اینکه ندونی چرا ای وای بازم چرا از این چرا بدم میاد از این سوالهای بی جواب فکر کنم دارم دیوانه میشم ولی فقط میتونم منتظر باشم.............. -----***{{MoHaMaD}}***-----. دارم2تا مهسا میگه روز شمار نزار ولی مهساجان اگه اینهارو نگم که دق میکنم اخ که ایکاش یکی حرف منو درک میکرد .دوستای گلم شماها بهترینهاین عزیزای دلم سعی نکنید ارومم کنید بزارید اروم اروم بتونم دل بکنم اینم میدونم شاید حرفام برای اونهای که دوستم دارن خیلی تلخ باشه خدا میدونه هیچ وقت نخواستم دلتونو بلرزونم ولی کم کم به نبودم عادت میکنید/ ______________.-*((MoHaMaD))*-.___________ DARAM2TA 9 روز دیگه امروزم گذروندم ولی.. دیگه دارم با خودم کنار میام خوب دیگه کاری ازم بر نمیاد مهم اینه عاشقم و تنها نیستم دوستت دارم بهارم .................................................... .-----***{{MoHaMaD}}***-----. دارم2تا دیگه دارم دیوانه میشم درد . زجر . ترس بابا بسمه تموم شو دیگه امروز اصلا حالم خوب نبود با تینا صحبت کردم اخ که این دختر چقدر نازه تو این مدت 2ساله دوست بودن مون همیشه مهربونی شو بهم ثابت کرده و همیشه تو بدترین شرایط ارومم کرده امروز یکی از ناراحتی ها ی که داشتم این بود که تینا ازم دلگیر بود . خدا رروشکر که قبل رفتم فهمیدم دیگه از من دلگیر نیست خدا کنه همیشه خوب و خوش وعاشق باشه خدایا با این همه درد و بدبختی که بمن دادی ولی دوستای خوبی هم دادی به من عشق دادی که با همه فرق داره بهارم نفس منه عمر منه بهونه زنده بودن منه دوستش دارم بعد تبنا با بهاره حرف زدم و اون در مورد شرایط مادرش برای خاستگاراش وای که چه خانواده خوبی چه مادر مهربونی البته مادر بهاره قبلا هم خوبی و مهربونیش رو نشون داده بود خدایا شکر خیالم از بهاره راحت که خانواده خوبی راه این خیلی خوبه منم هر چی خدا بخواد من تسلیمم خدایا __.-----***{{MoHaMaD}}***-----.__ دارم2تا گفتم همیشه مراقبش بودم . گفت بیشتر از من ؟ گفتم همیشه هوامو داشته. گفت بیشتر از من ؟ گفتم اگه نباشه خیلی تنهام . گفت بیشتر از من ؟ سلام 12 روز دیگه مونده روز ها خیلی زود میگذره هرچی به رفتن نزدیکتر میشم یاد اون کارهای میفتم که تو این مدت زندگیم کردم دلهای که شکستم . اونهای که دلم رو شکستن .هر جور فکر میکنم میبینم اوضام خیلی خرابه ...پسدیگه باید گفت......: سلام به همیه دوستانی که یه جوری از من دلگیرن فکر میکنم زیاد نباشن . ولی اونای که یه جوری اذیتم کردن و دلم رو تو اوج صداقت شکوندن زیادن اخه همیشه کم اذیت کردم و زیاد اذیت دیدیم. همیشه دلم رو شکوندن و دل نشکستم .یا لااقل یادم نمیاد ولی با این همه از اونای که ازمن دلگیرن و دلگیر نیستم عذرخواهی و میخوام حلالم کنن . از اونهای هم که دل شکن هم بودن تشکر میکنم چون یادم دادن صبور باشم _,.-*((MoHaMaD))*-.,_ DaRaM2Ta مرسی مهسای گلم بـس شنيدم قصه دلواپسي قصه عشـق از زبان هر کسي گفته اند از ني حکايتهابسي حال از من بشنو اين افسانه را داسـتان اين دل ديوانـه را چشمهايش بويي از نيرنگ داشت دل دريغا ! سينه اي از سنگ داشت با دلـم انگار قـصد جنگ داشت گويـي از با من نشستن ننگ داشت عاشقم من، قصد هيچ انکار نيست ليک با عاشق نشستن عار نيست کار او آتش زدن؛ من سوختن در دل شب چشم بر در دوختن مـن خريدن نـاز او نفروختن باز آتـش در دلـم افـروختن سوختن در عشق را ازبر شديم آتشي بوديم و خاکستر شديم خون دل هر لحظه خوردن باک نيست از دل ديـوانه بردن باک نيست دل که رفت از سـر سپردن باک نيست آه! مي ترسم شبي رسـوا شوم بدتر از رسوايي ام، تنـها شوم واي بر اين صيد و آه از آن کمند پيش رويم خنده، پشتم پوزخند بر چنـين نامهـربانـي دل مبند دوستان گفتند و دل نشـنيد پند پيش از اين پند نهان دوستان حال هـم زخم زبان دوستان خانه اي ويران تر از ويرانه ام من حقـيقت نيستم، افـسانه ام گر چه سوزد پر، ولي پروانه ام فاش مي گويم که من ديوانه ام تا به کي آخر چنين ديوانگي؟ پيلگي بهـتر از اين پروانگي! گفتمش:آرام جـانـي، گفت:نه گفتمش:شيرين زباني، گفت:نه مي شود يک شب بماني، گفت:نه گفتمش:نامهـربانـي،گفت:نه دل شبي دور از خيالش سر نکرد گفتمش؛ افسـوس! او باور نکرد چشم بر هم مي نهد،من نيستم مي گشـايد چشم، من من نيستم خود نمي دانم خدايا! کيستم يکـنفر با مـن بگويد چيسـتم؟ بس کشيدم آه از دل بردنش آه! اگـر آهم بگيرد دامنش با تمـام بي کسي ها ساختم دل سپردم، سر به زير انداختم اين قماري بود و من نشاختم واي برمـن، ساده بودم باختم دل سپردن دست او ديوانگي ست آه!غير از من کسي ديوانه نيست گريه کردن تا سحر کار من است شاهد من چشم بيمار من است فکر مي کردم که او يار من است نه، فقط در فکر آزار من است نيت اش از عشق تنها خواهش است دوستت دارم دروغـي فاحش است يک شب آمد زير و رويم کرد و رفت بغض تلخي در گلويـم کرد و رفت پايـبند جسـت وجويم کرد و رفت عاقـبت بـي آبرويم کرد و رفت اين دل ديوانـه آخر جاي کيست؟ وانکه مجنونش منم ليلاي کيست؟ مذهب او هر چه بادابـاد بود خوش به حالش کاين قدر آزاد بود بي نياز از مستي مي شاد بود چشـمهـايش مسـت مادرزاد بود يک شبه از عمر سيرم کرد و رفت بيست سالم بود، پيرم کرد و رفت تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب هوس کردم گذشت زيربارون تو خيابون بيادت اشک بريزم اخه وقتي بارون مياد رو صورت يه عاشق مثل من حتي فرق اشک و بارون ديگه معلوم نميشه امشب چشاي من مثل ابراي بهاره بخند به حال من که حالم گريه داره چرا گريه نميتونه رو تو تاثير بزاره اره بخند اره بخند که حالم خنده داره اون عشق يک طرفه من رو کشونده تو خيابونا نه ميخوام موقعه خلوت کسي دورو ورم باشه نه پلکام روي هم ميرن نه دست ميکشم از گريه نه ميخوام برف بياد وبارون نه چتري روسرم باشه DARAM 2T این روز ها هیچ چیز برایم لذت بخش تر از پیاده روی در شب در امتداد گذری خلوت و ممتد در این میان با گوش دادن به صدای باد نیست . "هر چند لحظه یک بار آسمان را نگاه میکنم ماه را میبینم که روی روشن نظاره گرش بودم و حالا کدر و بد رنگ به پشت مه رفته حکایت هایست در این پرسه های پاییزی و حرف های نا گفته از پیر مرد لبو فروش گرفته تا عاشقی به دنبال باران و گدایی در خیابان نا گفته ها بسیار زیاده برای من برای تو ... ولی افسوس که فرصتی برای گفتنش نبود "شاید خاطره همان روز های بارانی بودند وقتی که در قیدی جدا از چتر تمام دل تنگی هایمان را با خود می شستند ... و مرا خالی از رویا می کرد روحم می خواهد برود و یک گوشه بنشیند و به من بگوید : که دیگر هم باختی امروز فهمیدم که بدون این دل نوشت ها یک لحظه هم دووم نمی آرم همه روزه با یک خاطره بودم اما غافل از اینکه ته فنجان همیشه توی فال بود و من پشت شیشه ای سرد اسمی خاطره انگیز حک می کردم ... و نفرت پیدا می کنم از در هایی که بیهوده بسته است و از راهی که خیالم در آن و پس از آن با من بود اما حالا که به مقصد رسیدم "همه چیز رنگ سفید به خود گرفته . . . اره هیچی دیگه رنگ نداره یادگاری های یک ذهن خسته چیزی به جز اندوه امروز و انتظار فردا نیست . شاید زندگیم اگر رنگی دگر داشت در دلم مانده بودی تو بودی "امشب دوباره آسمان دلم ابری شد و ستاره هایش رو فراری داد ... و با گریه هایش باز منو به یادت انداخت که چشم هایم از رنگ تو کور شدند و حالا همه جا تاریک است بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری . خدا جون میگن تو خوبی, مثل مادرا می مونی . اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست می دونی ؟ خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من ؟ من میخوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن . من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشتی؟ خدا جون تو تنها هستی می دونی تنهایی سخته . خدا جون میشه تو امشب منو توبغل بگیری ؟ بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری ... دارم2تا بال و پر خیسم را باز کرده ام به انتظار دستان گرم خورشید نمی دانم انتظار تا کجا و کدامین روز آرزوهایم در کوله باری ریخته و با خود حمل می کنم نمی دانم تا کجا باید رفت فقط میروم شاید روزی دست یاریگرش کوله بارم را سرشار از از آرزوهای دست نیافته ام کند پرند ه خسته روزی به مقصد خواهد رسید پرنده کوچک با تنی خسته به امید آرزوی بزرگ به پرواز درآمده بالهایش دیگر قدرت پرواز ندارد دلش آنچنان خسته است که خستگی راه را به یاد نمی آورد دلش از دست روزگار می گرید به ناچار سفر را انتخاب کرده شاید که زندگی اش را عوض کند اما پرنده کوچک ما نمی داند هر کجا رود آسمان یکی ایست زمین یکی ایست روزگار نیز همان بازی را برایش رقم زده پس چرا می رود؟ چرا میروید ؟ چرا میروند؟ چرا//// دریا بغلم کن! می خواهم از این به بعد ماهی بشوم دارم2تا شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم در آن یک شب خدایی من عجایب کارها کردم جهان را روی هم کوبیدم از نو ساختم گیتی را ز خاک عالم کهنه جهانی نو بنا کردم mr30 dada payam دارم2تا آن هم از جنس اميدكه اگر سختي راه به تو يك سيلي زد يك اميد قلبي به تو گويدخدا هست هنوز......... خواهر کوچکم از من پرسید من به او خندیدم کمی ازرده و حیرت زده گفت روی دیوار ودرختان دیدم بازهم خندیدم گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد انقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید بغلش کردم و بوسیدم وبا خودم گفتم بعدها وقتی غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد... نه بیداری نه دیداری نه دستی بر سر یاری مرا آشفته میداند چنین آشفته بازاری تمام عمر هستی تو شکستیم بجز بار پشیمانی نبستیم جوانی را سفر گردیم تا مرگ نفهمیدیم به دنبال چه هستیم !* daram2ta/ وقتي تمام غمهاي عالم در دلم نشسته است، وقتي احساس مي کنم دردمند ترين انسان عالمم... وقتي تمام عزيزانم با من غريبه مي شوند... و کسي نيست که حرمت اشکهاي نيمه شبم را حفظ کند... وقتي تمام عالم را قفس مي بينم... بي اختيار از کنار آنهايي که دوسشان دارم.. بي تفاوت مي گذرد. خسته ام... از این زندگی...از این دنیای به ظاهر زیبا ... از این مردم به ظاهر صادق و با وفا ... ...خسته ام از دوری ... خسته ام از این همه دروغ و نیرنگ... خسته ام... ، از این دنیا خسته ام ، از آدم هایش ، از دروغ هایش ، از نیرنگ هایش خسته ام ... پس کو صداقت و محبت ، چرا اندکی محبت در میان مردم نیست؟ چرا قطره ای عشق در چشمان بنده هایت نیست؟ همش دروغ پیداست ، همش نیرنگ پیداست ... دیگر محبتی در میان مردم نیست دیگر عشقی پاک در میان مردم نیست ، سفره ی دل مردم همش دورغ است ...به ظاهر پاک و صادقانه است... DARAM2TA


تورادوست دارم
زمستون زیر ابراست ، همین ابرای تیره
آنچنان زیبا می شست که لکه ای هم باقـی نمیـماند
اما نمی دانم چرا پدرم از او خوشش نمی آید!
ومدام گریه میـکند و مادرم نیز نفرینش . . .
او که زن خوبی است ، من دوستش دارم
فقط کاش ناخن هایش را میگرفت
یاشنیده ای پیام بـــــــــرگ پاییزی
نسیم از برگ پاییزی
خبر از آمدن بهـــــــــــــار میدهد
فصل وجـــــود پاییزی ام
سلام دوستای گلم
ااااخ که چفدر حالم بده |ااخ که چقدر دلم گرفته ..
نمیدونم چرا دنیا اینجوری شده دیگه هیچکی به هیچکی نیست
دیگه کسی نیست یه ادم داغون و بریده رو دلداری بده
چقدر سخته بیکسی چقد سخته تنهایی درد کشیدن
چقدر سخته بین این همه تنها باشی
چرااااااا ؟ چرا ؟ اونی هم که از دلسوزی میاد کنارت
یا نمک به زخمت میزنه میره یا نصیحت میکنه
وای که چفدر سخنه ماله جایی باشی که فقط اینجوری فکر کنی
تمو م زندگیم اینه : من و بغض و در و دیوار
چی مونده از تن خستم که میخوام بشکنه باز اینبار
تا ته دنیا رفتم و هنوز همون جای اولم
چرا دنیا با تموم وسعطش مرحمی برای زخم من نداشت
پای هر چی دویدم اخرش حسرت شو به دل من گداشت
اخ اخ که چقد تنهام ...............خدایا کمککن این چند 17 روز
تحمل کنم تا به قولی که به خودم دادم عمل کنم
بعدش هر چه باداباددددددددددد
دارم2تا
▬--•.¸__¸.•*`((`MoHaMaD `))`*•.¸__¸.•--▬
که به غیر از گلها از همه دلگیرم
کوله ام غرق غم است،آدم خوب کم است
عده ای بی خبرن،عده ای کور و کرند
و گروهی پکرند
و دلم از این همه بد میگیرد
و چه خوب ... آدمی میمیرد....
از غم اين عشق مردن باک نيست
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی ها می کنم هرشب
تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب

خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری ؟
پپج وارونه
وقتي دلم به درد مياد و کسي نيست به حرفهايم گوش کند،
خسته ام...



