ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمی شنوند... عجب تلخ است، قصه ی عادت !!!
  • دختری عاشق پسری بود .
  • پسر  اصلا حتی  به او نگاه هم نمیکرد.
  • چرا که دختر چادری بود!
  • پسرک هر روز دخترای زیبا  را سوار میکرد و
  • با خود  به تفریح و گردش میبرد .
  • ماشین گرانبهایی   داشت و دختران  زیبایی اطراف او جمع میشدند.
  • دخترک عاشق هر روز از دور اشک میریخت
  • و از دور پسر را  نظاره میکرد .
  • روزی استاد پای تخته نوشت عشق چیست ؟؟
  • هر کسی روی تخته چیزی نوشت .
  • پسر نوشت پــــــــول و دخترک  اسم  پسر مورد علاقه اش را نوشت .
  • همگی خندیدند !
  • پسرک از خنده دیگران عصبانی شد  و اقدام به تلافی  نمود.
  • زیبا ترین پسرای دانشگاه را نزدیک دخترک میفرستاد
  • تا بتواند بفهماند  دروغ میگوید .
  • اما بی فایده بود .هر کاری   کرد نتیجه  نداشت.
  • پسرک هر روز در فکر بود و دیگر با دختری  گردش نمیرفت.!
  • روزی دختر تنها در دانشگاه قدم میزد.
  • پسرک صدایش کرد.
  • دل دختر لرزید و  به سمت عشقش نگاه کرد .
  • پسرک گفت میخواهم عشق دروغی ات را نشانم دهی!
  • دخترک با قدم های صداقت جلو رفت  و
  • همان لحظه چادرش را از سرش در آورد
  • وقتی نزدیک پسرک شد پسرک گفت:
  • لازم نیست چادرت را در بیاوری!
  • تا به حال چشم هایی به این معصومی  و صادق ندیده بودم .
  • تو واقعا زیبایی!

.........................................................................

این یعنی من ؟ لامصب محمد کجا خوشگل بازی کرده 

حیف که نمیشه عکست رو بزارم انوقت رای میگرفتیم 

ببینیم از تو خوشگل ترم هست /

+ تــاریـخ   شنبه 26 مهر1393  ساعـت 11:28 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

توبه کردم که دگر بـــاده پرســـــتي نکنم
نخــورم مِـــي، نکشم عربده،مســـــتي نکنم
مســت بودم که چنين توبه به مســــتي کردم
عهـــــد بستم که دگر مِـــــي نخورم درهمه حال
يارب يــار اگر ســاقي شد و مي بدهد من چه کنم؟
"_.-*((MoHaMaD))*-._"

+ تــاریـخ   چهارشنبه 23 مهر1393  ساعـت 11:57 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

سلام 

بچه ها همتون میدونید محمد دست رو هر دختری بزاره نه نمیشنوه 

نه خوشگلم نه خوش تیپم نه پول دار

ولی اداب معاشرت رو خوب بلدم 

خوب بلذم دوست داشتنم رو ثابت کنم 

ولی این نامزد ما نمیدونم چرا هر کار میکنم

میگه دوسم نداری کمک کنید  بگید

چیکار کنم 

+ تــاریـخ   چهارشنبه 23 مهر1393  ساعـت 11:42 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

 

دیگه میخوام تنها باشم

 

و هیچکس و دوست نداشته باشم 

+ تــاریـخ   یکشنبه 20 مهر1393  ساعـت 5:13 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

این اخرین باره که برات  به یادت مینویسم 

میدونمم که میخونی 

پس خوب گوش کن و بخون 

خط زدن من پایان من نیست،

آغازبی لیاقتی توه

همیشه بهترین هابرای من بوده وهست

 اگرمال من نشدی،قطعابهترین نبودی.

این تونیستی که منو فراموش کردی،

این منم که به یادم اجازه نمی دم ازنزدیکی ذهن توعبورکنه

.صحبت ازفراموشی نیست،صحبت ازلیاقته.

محکم تراز اونم،که برای تنهانبودنم آنچه که اسمش راغرورگذاشتم

برات به زمین بکوبم.

احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداختنش فقیر بودی.

تا حالا هم که صبر کردم واسه خودم بود

اخه من مرد بودم و پایی کارام واستاده بودم 

ولی تو نخواستی و نیومدی

الاغ که نیستم تا حالا نتونستی تماس بگیری 

باشی هرچی بود عشق بود و پاش واستادم 

عقده های عشقت شد سرطان و تموم جونم رو گرفت 

حالا که از بیمارستان اومدم و  زندم 

میخوام زندگی کنم 

میخوام ازدواج کنم بسمه دیگه 

اره دیگه محمد مرد و این یکی دیگس 

عشقم دنیام بود ولی حالا دنیام نامزذمه 

مثل پنجه افتاب میمونه و از همه اونا که باهاشون بودم سر تره 

از معرفت که تمامه دعای اون بود که زندم نگه داشت 

14 شب تو کما بود واسه کی واسه چی 

واسه احمق بودن خودم من عشقم کنارم بود و من 

1000 کیلو متر دورتر دنبالش بودم 

الانم تمام وجودم رو میدم بهش و 

با هیچکس عوضش نمیکنم 

از خدا میخوام زودتر بیاد زیر سقف خونم

بچه ها برام دعا کنید 

"_.-*((MoHaMaD))*-._"

+ تــاریـخ   یکشنبه 20 مهر1393  ساعـت 1:20 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

هيچ وقت يكي را با تمام وجودت دوست نداشته باش

يك تكه از خودت را نگه دار براي روزهايي كه

هيچ كس را به جز خودت نداري..

+ تــاریـخ   شنبه 19 مهر1393  ساعـت 8:32 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 
شروع دوباره

تولد زندگیم 

اره متولد شدم بیست روز با مرگ دست و پنجه نرم کردم 

یالیاقت مردن نداشتم یا دعای دوستام نجاتم داد 

الان حالم بد نیست ولی زندم و این یعنی زندگی 

منم میخوام ازدواج کنم . زندگی کنم دعام کنید 

یا علی گفتیم وعشق اغاز شد 

  .-*(( MoHaMaD ))*-.  

+ تــاریـخ   شنبه 19 مهر1393  ساعـت 2:14 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

سلام به همه

ببخشید محمدو که خیلی وقته وقت نکرده اپ کنه 

بچه ها نمیدونم چرا بعضیا فک میکنن محمد بی خداس 

ببینید من بی خدا نیستم و به موجودیت خدا هم اعتقاد دارم 

درد دلهای من با با خدا لزوما بیخدا بودن نیست

خدا تو قران میگه بنده من از منه و میتونه با من درددل کنه 

منم فقط باهاش دعوام میشه بزن بزن میکنیم که همیشه

اون زورش زیاده و  با هم اشتی میکنیم 

بچه ها من دلم از فزهنگم گرفته از اجتماعی که هنوز رشد نکرده 

از اجتماعی که به غیر از گرونی و تبعض و طبقه بندی مالی مزخرفش 

بزرگترا بین جونها دارن نقش دیوار رو بازی میکنن 

فک میکنید چدای منو نگین از کجا شروع شد  از جایی که نت رفتم خاستگاری و

با اینکه ما همدیگرو میخواستیم و نقشه های زندگیمون رو کشیده بودیم

خانوادها واسه خودش دلایل مسخره اوردن  اولیش سن من 

که از نگین ده سال بزرگتر بود 

دومیش فاصله بود اونا نمیخواستن دخترشون ازشون دور بشه 

وسومیش حرفاشون بود که بابای من ساده حرف زد 

هیچکدوم ازما نپرسیدن شما هم ادمین  

باعث شد ما بدون اونا تصمیم بگیریم که خوب هم جلو رفتیم

خیلی سخت بود خیلی بدبختی کشیدیم تا بهم حلال شدیم

همه ازمون سواستفاده کردن 

حتی اون اخوندی که محرممون کرد سی برابر از من بیشتر پول گرفت  

بعدشم دروغها شروع شد  بزرگتر ها دیدن تمیتونن مارو از هم بگیرن

از احساسمون نسبت به خودشون استفاده کردن 

مامانش گفت شما بیاید من عقدتون میکنم  ما دیگه راضی شدیم

فهمیدیم شماهمدیکرو میخواین تو لحظه اخر  به من اس داد

 وقتی گفتم برو شما منو دخترم رو تنها بزار ببینم دختر از ته دل راضیه این وصلت هست

 منو قسم داد که فقط صحبته بعد من شمارو صدا میکنم تا بریم دنبال کارای عقد 

قسم خورد یه مادر به موهای سفیدش قسم خورد

من باد گرفته بودم به مادرا احترام بزارم 

ولی وقتی از اون خونه اومدم بیرون بدترین بلا رو سرم اوردن و عشقم و ازم گرفتن 

از اون روز خیلی میگذره نگین و زندانی کردن میدونم نگینم یا خام حرف شده یا 

خسته از بد رفتاریا یاهم که هنوز زندانیه

اخرین بار از یکی از اقوامش شنیدم هیچ راه ارتباطی  نداره 

و هنوز مواظبن با من تماس نگیره بچه ها اینا قصه نیست واقعیته 

اینا همش از نخواستن خانوادهاس کلی بد بختی کشیدیم

خیلی خیلی ده روز هم نشد که 

عروس و داماد شدیم به باباش گفتم دخترت ذیگه زن منه گفت 

خودم میدنم چیکارش کنم میدمش به یه افغانی ولی بهش میفهمونم حرف حرفه منه 

اینم خانواده که مارو با عشق بزرگ میکنن وگرنه محمد بی سواد بود  ؟

دزد بود ؟ معتاد بود ؟

با این همه بلا که سر من اوردن هزاران بدو بیراه به من گفتن

 ولی من یکبارم بی ادبی نکردم

محمد ی که اگه کسی بهش نگاه میکرد تا کتکش نمیزد ولکن نبود 

ولی واسه عشقم همه اینا رو تحمل کردم روز و شب کار کردم

خدا میدونه چه زلالتی کشیدم 

ولی اخرش چی شد     (   تا ما نخوایم نمیشه    ) 

این بزرگیه ؟ ولی الانم دیگه فهمیدم بعضی وقتا کسی رو که  دوست داری

باید رهاش کنی یعنی چی 

بابت این فهم که تمام اعتقاداتم و زیر سوال برد خیلی درد کشیدم 

اگه ادمها همدیگرو بخوان بهم میرسن دروغه 

خدا کمکه ادمهای عاشق میکنه  دروغه 

در کار خیر حاجت استخاره نیست دروغه 

بخود خدا دروغه دروغه

در عوض فهمیدم هرچی خانواده ها بخوان میشه ما جونها ادم نیستیم 

پول داشته باشی میتونه از خدا هم کولی بگیری 

اینا درسته 

وراجی کردم محمد و ببخشید دوستای گلم دلم محمد از این دنیا خیلی پره 

اندکی صبر سحر نزدیک است 

هر دم این بانگ برارم ازدل

وای این شهر چقدر تاریک است 

 

+ تــاریـخ   چهارشنبه 26 شهریور1393  ساعـت 6:47 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 
  دانلود و نصب نرم افزار تم ویور 

ریبوت امن به دستگاه های هم 

این نرم افزار مجزه ی تکنولوزیه 

با خیال راحت طرف مقابل را به دستگاه خود میهمان کنید 

و با یک کلیک میتوان بطور کامل او را بیرون کرد 

دانلود

بهد از دانلود شروع به نصب میکنیم

 

تیک را زده روی accept کلیک کنید

 

 

بعد از اتمام نصب این تصویر باز میشود بعد از نمایش انرا ببندبد

 

 

حالا  رو ی ایکون برنا روی دکستاپ کلیک کرده 

 

 

 

نرم افزار باز میشود  ایدی خود را به طرف مقابل داده یا

ایدی طرف مقابل را در جای معین وارد کنید

 

 

بههمین راحتی میتوان به دستگاه طرف مقابل ریبون شد  تمام 

 

+ تــاریـخ   جمعه 21 شهریور1393  ساعـت 11:17 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

اهای دنیا با توام  اره با توام 

چی میخوای ؟  از محمد چی میخوای ؟

دیگه چیکار باید بکنم ؟ ها 

میخوای دیگه چی ببینی؟

تو که منو از وقتی یادمه زجر دادی

تو که به هر چی دلبستم ازم گرفتیش اخه دیگه چی میگی؟

نگینم هم برو بستت نیست هرکی کنارم اومدو ازم گرفتی

اخه چرا با من دشمنی مگه من چیکار کردم ؟

من که به کسی بد نکردم  بخدا به هیچکس نارو نزدم 

به هر کس شروع کردم تا اخر ش مردونه زفتم 

نزاشتم کسی ازم دلگیر شه 

اخه چته دنیا چرا با من راه نمیایی؟من مگه چی خواستم 

من فقط یه دست میخوام دستم و بگیره یه گوش میخوام حرفمو گوش کنه 

من یه شونه میخوام وقتی بارونیم سر روش بزارم و ببارم

این زیاده ؟ ها ؟ نمیخوای بدی   نده 

فقط بزار برم  خستم داغونم کلافم تنهام 

تنهایی خیلی بده 

دوست دارم بمیرم 

دوستای خوبم گه کسی روشی واسه مردن داره بهم بگه

اخه خودم هرکاری کردم نشد 

کمکم کنید تا راحت بشم

همتون رو دوست دارم  حلالم کنید 

+ تــاریـخ   یکشنبه 16 شهریور1393  ساعـت 11:19 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

هي دختر

بيا ميخوام رازي رو برات بگم

پسرا عروسک ندارن!

درد دل کردن و حرف زدن را بلد نیستن.

نگاه کن

فقط بلدن اسباب بازي هاشون رو پرت کنن

پسرها اشک هم ندارن !!!

مي ترسند مرديشون زير سؤال بره...

مي شنوي؟؟؟ ته صداشون گريه ي بي صداست

با يه آغوش

ساده قلب هر مردي را ميشه بدست آورد

نگاش کن!!!!

وقتي خسته ست...

وقتي مريضه ...

ولي دلسوزي براش نيست...

ميدونم از پسرا ناراحتي...

ميدونم جر زني ميکنن...

بيمعرفتن...

حرف بد ميزنن...

بازي بلد نيستن

اونا تقصيري ندارن

کسي اونا رو مثل شماها ناز نکرده...

گل سر،به موهاشون نزده...

صورتشون رو نبوسيده...

اونا بجاي بوسه سيلي خوردنتا يادشون بمونه مرد بايد قوي باشه

دخترک.......

پسرا نميشکنن

مگه...

بدست دخترکي.................

."_.-*((MoHaMaD))*-._"

+ تــاریـخ   یکشنبه 2 شهریور1393  ساعـت 2:50 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

یه وقتای انقدر دلتنــگـ ـ  مـ ـے شم .....

دلتننگـ تـ ـر از هـمہ دلتـنگـ ـے هـ ـا....

 یه گـ ــوشـہ اے  تو اتاقم مـے شیــنم...

و حـ ـسرتــ هـ ـام رو مـ ‌ـے شمــ ورم...

بـاختـن هـ ـام رو و صـ ـداے شکـستن هـ ـام رو...

نمـ ـے دونم من کـ ـدوم امید رو نـا امید کـ ـردم....

کـ ـدوم خـ ـواهش رو نشنــیدم...

و بــہ کـ ـدوم  ادم دلـتنگ خـندیدم..

کـ ـہ این جوری دلــ تنـگم!!!!

 

+ تــاریـخ   یکشنبه 2 شهریور1393  ساعـت 2:34 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه!
این نیست که با کسی دوست نباشی!
این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی!
این نیست که کسی باهات حرف نزنه!
این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی!
این نیست که کسی دوستت نداشته باشه!
تنهایی، یه حس درونیه!
تنهایی یعنی "هیچکس نمیفهمه
حالت بده

+ تــاریـخ   یکشنبه 2 شهریور1393  ساعـت 2:28 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

اینجا حریم منه و حریم قلب کوچیکم!

قفس تنهایی من و حرف های ناگفته م...

کسی دلش برام نسوزه

من این قفس را دوس دارم و تنهایم رو

تنهایی...

تنها اتفاق این روزهای منه...

+ تــاریـخ   یکشنبه 2 شهریور1393  ساعـت 2:21 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

ای کاش میدونستید تو دل محمد چی میگذره 

دار و ندارم پای عشقم رفت
چیزی نموند جز درد نامحدود
این جای خالی که توی سینم هست
قبلا یه روزی جای قلبم بود

از آدمهای این شهر بیزارم
چون با یکیشون خاطره دارم
به من نگو با عشق بی رحمی
من زخم دارم تو نمی فهمی

 

غریبه ام با این خیابونا
من از تمام شهر بیزارم
از هرچی رابطه اس میترسم
از هر چی عشق من طلبکارم

به من نگو با عشق بی رحمی
من زخم دارم تو نمی فهمی

+ تــاریـخ   پنجشنبه 30 مرداد1393  ساعـت 6:19 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

محمد تنهاس بخدا 

نمیشه کسی رو جات بزارم بخدا 

جات خالیه کنارم و فقط خودت پرش میکنی

باشه منم منتظرت میمونم 

+ تــاریـخ   سه شنبه 28 مرداد1393  ساعـت 3:43 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

سلام اینم عکس

این عکسها ماله 7 ماه پیش تا الانه

خوب ببین این محمده

 


ادامه مطلب
+ تــاریـخ   پنجشنبه 16 مرداد1393  ساعـت 5:29 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

اهای توی که میگی  حتی دستم رو نگیر

تو یی که ارومم میکنی تویی که دوستم داری

من دستات رو میخوام چکار  من قلبت رو دارم

مگه از قلب مهم تر و بالا تر هم هست 

تو که محمد رو دوست داری

اینو بدون محمد هم دوستت داره

+ تــاریـخ   پنجشنبه 16 مرداد1393  ساعـت 4:54 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

ای خدا من ازکجا بفهمم نگین اصلا هنوز منو یادش هست ؟

 ولی . ولی من هنوز عطر موهاش رو رو سینم حس میکنم 

خدااااااااااااااا اخه الان که نگینم باید باشه نیست 

الان که میتونیم یه سقف رو سرمون داشته باشیم که واسه خودمونه 

حالا که میتونم خوشیختش کنم

 اخههههههههههههه این چه حکمتیه ؟/////////

این چه قسمتیه که الان که میتونم واسش حلقه بگیرم نیست 

اون همه شرمندش شدم الان که میتونم سربلندش کنم

 اخه این  این  تقدیره

بیا نگینم بیا بزار خودم از شرمندگی خودم در بیام  

یعنی من الانم تو خیالت هستم ؟

نزدیکانت گفتم صبر کن الان فهمیدم بازم گولشون و خوردم 

دوستت دارم بخدا نگین  به قران دوستت دارم

چطوری بگم ؟ چیکار کنم

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ تــاریـخ   دوشنبه 30 تیر1393  ساعـت 10:41 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نگین دلم خیلی تنگه

 

کجایی؟

+ تــاریـخ   یکشنبه 29 تیر1393  ساعـت 12:30 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

پر میزند بر بامم سیاه کلاغ و شب......

ای دنیا 

همه دروغ میگن  

عکس . فیلم. تعریف .

همش دروغه فقط تو راستی 

پس بیا بگو د بیا لا مصب  بیا

بیا فقط بگو دروغه همین بعد برو هر جا میخوای 

محمد به درک به همه مقدسات لال میمونم

کجایی ؟ ها ؟بیا ببین

روان پزشک 

تصیحت 

خاستگاری اجباری 

تحقیر

نگین اگه این حال و روز و ببینی  

نیای و هیچی نگی 

ازت نمیگذرم اره نمیگذرم 

با ساکت بودنت  

شاشیدی تو زندگیم 

نکن . دیونم نکن 

نومانم دیگه نمییتونه ارومم کنه 

زندگی که شاشیده بشه توش

فقط بدرد فاضلاب میخوره نگینا 

نکن کاری که همه چیزو بکنم تو فاضلاب 

حرف بزن لامصب حرف بزن عقده ی دلم و نذار بترکه 

که دنیا هردوتامون و به کند نکشه نگین 

میشناسی محمد رو

 نکنی کاری که با سر برم تو نجاست

بین منو تو این حرفا نبود

نگین فدات بشم بذار بعد اینم نباشه

پس فقط بگو

+ تــاریـخ   یکشنبه 29 تیر1393  ساعـت 2:37 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نیازم ....
نه دیگه آغوشته , نه دستاته , نه لباته
با یک نخ سیگار تلخ ...
فرو میبرم حماقتم رو که 
زنده موندم و بی تو برگشتم ...
ایکاش از نقشه ی که داشتم خبر داشتی
و میدونستی نیت محمدت چی بود 
اره کم اوردی تو......
اصلا فکر نمیکردم کم بیاری.......
دوستت دا.....م

+ تــاریـخ   پنجشنبه 19 تیر1393  ساعـت 6:21 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نیازم ....
نه دیگه آغوشته , نه دستاته , نه لباته
با یک نخ سیگار تلخ ...
فرو میبرم حماقتم رو که
زنده موندم و بی تو برگشتم ...
ایکاش از نقشه ی که داشتم خبر داشتی
و میدونستی نیت محمدت چی بود
اره کم اوردی تو......
اصلا فکر نمیکردم کم بیاری.......
دوستت دا.....م

+ تــاریـخ   پنجشنبه 19 تیر1393  ساعـت 6:19 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

یک شیشه مشروب دارم و یک پاکت سیگار و هزار راه نرفته
یک پیک شراب و سیگار روشن شده با حسرت
راه میروم و مرور می کنم خاطراتم را
دهانم از این همه تلخی گس می شود…
سیگارم به نیمه رسیده، پیکی دیگر پشت به پشت هم
تلخی بیشتر و بیشتر می شود
هنوز راه زیادی مانده شیشه ی تقریبا خالی و سیگار تمام شده
حرفهای نگفته، تنهایی مطلق، زندگی اجباری
پیک آخر، سیگاری دیگر پشت به پشت هم
تمام شد، به همین سادگی یک روز تلخ بی مرز
نه سیگاری نه پیکی مانده فقط تلخی هزار راه نرفته…
"_.-*((MoHaMaD))*-._"

+ تــاریـخ   دوشنبه 16 تیر1393  ساعـت 2:50 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

 سلام نگینم

سلام خوشگلم

نگین به جون خودت مشروب هم دبگه ارومم نمیکنه

نگینم بیا  بیا بگو تنهام  نزاشتی نگین چرا اینجوری شد

نگین به تنها چیزی که فک نمیکردم این بود این که نگین باشه و من ازش بیخبر باشم

.یعنی میشه  ؟ اخه  چرا نگین  ؟ نگین بگو چرا محمد رو اینطوری میحوای ببینی ؟

نگین تو جونت رو واسه محمدت میدادی پی چرا ؟

نگینم   دار و ندارم  این یعنی چی اخه ؟

خدابا این قسمت منه ؟ من .. منی که بکسی بد نکردم ؟

محمد؟  ... محمدی که همه دوستش دارن ؟

اخه چرا خدا  ؟ اخه چرا نگینم ؟

باشه هرچی تو بخوای فقط بگو چی شد ؟

بگو محمد چرا محکوم یه این شد ؟

اخ که داغونم کردی د ختر

کاش خودت بهم مبگفتی

خودت میگفتی دیگه نمیخوایم

ولی باشه پیغامت بهم رسید

نگین به همه ی مقدسات به هر کی تو میپرستی یجون خودت من ازت دلگیر نیستم

اصلا نمیتونم ازت دلگیر باشم

اخه تو به من بد نکردی  من فقط از تو خوبی دیدیم و مهربونی

ولی نگین بگو محمد چرا باید بدون  عشق تو باشه ؟

دوستت دارم نگینم بازم میگم  هرچی تو بخوای  و هرچی تو بگی

یه وقتای هست نگینم که دلم انقدر واست تنگ میشه

که دلم میخواست قدرتش رو داشتم و تو رو از تو رویاهام بیرون میکشیدم

و تو دنیای واقعی محکم بغلت میکردم و میگفتم

 عاشقتم دخمل قشنگ

+ تــاریـخ   دوشنبه 9 تیر1393  ساعـت 3:30 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نشوني از ت ندارم نگین

خوب اخه همیشه کنج قلبم بودی

و چشمم رو که میبستم میدیدمت

ولی نگین خو الان اخه قلبم پیشم نیست 

نگین یادته وقتی منو دیدی بهت گفتم

هر کی وارد زندگیم شد یه تیکه از قلبم رو برده ؟

خوب تو گفتی بهت اعتماد کنم گفتی من مواظبت هستم 

بهم عشق رو ثابت کردی منم قلبم

با همه ی احساساتی که واسم مونده بود دادم دستت

اما نشاني ام را براي تو مي نويسم : در عصر هاي انتظار به

یادته بهم گفتی نمیزارم ختی قلبت بشکنه ؟

خدا وکیلم نزاشتی و خوشحال بودم نگینم با همه فرق میکنه 

ولی خو  الان که قلبم پیش خودم نیست  ئست توه نفسم 

نگینم تو بیا پیشم من دیگه نا ندارم عزیزم 

ببین عسلم ادرسم سر راسه بیا 

ببین گلم بیا تا حوالي بي کسي  لعدش بیا

خيابون غربت رو پيدا کن افرین بعد

 وارد کوچه پس کوچه هاي تنهاييم شو  اره ما همچین کوچه های

نداشتیم نگینمولی اخه تازگیا که تو نبودی  ساختنش

 حوب حالا جلوت کوچه ی دلتنگی رو میبینی نگینم

حالا کلبه غريبي م رو پيدا کن ،

 سمت راستت  یه بید مجنونه کم من واست تو کاشتمش دیدی 

این بید رو وقتی تو نبودی  بهش عشق بدی خشک شد خانومم

مرداب آرزوهاي رنگيم رو دیدی؟ تو ارزو هام رو ببین عکس باهم بودنمون رو میبینی

اره بغل مرداب رو ببین  کلبه رو میبینی

اون خونمونه که با هم ساختیم یادت هست عروسکم

در کلبه رو باز کن کنار پنجره صندوقچه ی  بغض هامو دیدی ؟

بببحشید انقدر بزرگ نبود ولی حالا ....

اروم در صندوق بغضم رو باز کن فقط اروم  که بغضم نشکنه

و دستای مهربونت خيس بشه  داروندارم 

خالا محمدت رو میبینی ؟

نگینم ازوقتی قلبم رو با خودت بردی سینم درد میکنه  

یادته بدترین درد های محمد رو با یه بوس خوب میکردی؟

نگینم میبینی محمدت تموم شده؟

قبل از اینکه  چشمام بسته بشه لبای

قشنگت رو بزار رو لبهام عروسم

بدو همه کسم  ....اوووووووم اخی  اخیییییی

یادته بهت میگفتم وقتی میبوسیم مثل اینه که وارد بهشت میشم ؟

سپرده بودم اگه قبل اومدنت مردم نشونه ی قبرم رو بهت بدن

و بگن محمد گفت :

نگینم محمدت خیلی منتظرت بود ولی تو دیر اومدی 

وقتی سر قبر محمدت میایی گریه نکن 

یادته یکی بهت گفت وقتی میخندی خوشگلتر میشی  پس بخند 

وقتی سر خاک محمدت اومدی محکم و باوقار و پر غرور بیا 

دستت رو رو سنگ قبرم بزار نگینم  این کارت ارومم میکنه

اخه میدونی میگن فشار قبر خیلی درد داره 

پس یکم پیشم واسا تا  تحمل منو واسه تو قبر خوابیدن بیشتر کنی 

نگین تو که میدونی من تاریکی و تنهایی تو قبر میترسم

قول بده بده بیست روز که مردم فراموشم کنی

و وایه محمد هم کهشده زندگی کنی عروسم

به منم فکر نکن ناکام بودن و تنهایی و بیکسی

ماله محمده نه تو نفسم 

دوست دارم منتظرم بوسیدنت ارومم کنه نگینم

 

 

+ تــاریـخ   چهارشنبه 4 تیر1393  ساعـت 8:32 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 
سلام به همه 
دوستای عزیز اونایی که لطف کردین تا الان با من تماس گرفتین
 و اهل فسا هستین 
خیلیا تون واسه محبت کردن اومدین میدونم 
ولی اینو بدونید بابت هر کاری که واسه من میکنید 
بهتون مدیون میشم واسه این مطمعا باشید
به  طریقی من 100% این محبتها رو جبران میکنم 
حتی از لحاظ مالی 
میدونم کاراتون قابل قیمت گذاری نیست ولی
نمیخوام کارهای که واسه من انجام میشه بی اجر باشه
 فقط دوستای گلم من نمیخوام با ابروی کسی بازی بشه  
یا باعث ناراحتی کسی بشه پس مواظب باشید +
تماس بگیرید تا من عکس و مشخصات
نگینم و باباش و مادرش رو بهتون بدم 
 
09354217561
 
من اشتباه کردم !
به خیالم بوسه هایت ، تعهد هستند
آغوشت ، سر پناه
هدیه هایت ، قول وقرار
من اشتباه کردم !
هر چه بودی ، عادت بودی
نه فقط با من، با همه این طور بودی....
+ تــاریـخ   چهارشنبه 4 تیر1393  ساعـت 3:14 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نِرخ خنده ڪہ گراטּ نیست ؟؟
Jojoiijerjerak……………………………….
صدام کن
اگه یه روزی چشمات پر از اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی
صدام کن
بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم
صدام کن
اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی
صدام کن
قول میدم ساکت بمونم
صدام کن
اگه دنبال یه همدرد گشتی تا باهات همراهی کنه
صدام کن
من همیشه همراه تو ام
صدام کن
اگه ………..
نه دیگه دنبال بهونه نگرد که صدام کنی
فقط صدام کن
صدام کن

+ تــاریـخ   چهارشنبه 4 تیر1393  ساعـت 2:44 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

سلام به همه دوستای گلم 

بچه ها خانوادی من خواستن تماس بگیرن 

ولی خانواده نگینم جواب نمیدن 

بچه ها کمک میخوام ازتون 

همه شما دوستان 90 درصد از شماها وبلاگ نویسید

تو کل دنیا وبلاگ نویس ها همیشه

با هم همدستن و با هم متحدن 

بچه ها میخوام ازتون کمک بگیرم 

دوستای عزیزم لطف کنید

همتون از بازدیدکننده های ثابت و دوستاتون 

بپرسید ببینید کسی از اشنا ها یا دوستان یا وبلاگ نویسها

ساکن فسا هست 

اگه بود به من خبر بدین 

بچه ها این پیشنهاد خودتونه  

بلاخره تو این همه وبلاگ که اکثرا پر بازدید هست

ببینیم کیا به من کمک میکنن

بچه ها  اونای که میخوان به محمد

داداش کوچیکشون کمک کنن

یه پست مثل این بزارید و از حواننده های وبلاگتون 

کمک بخواین 

-------

---------------

سلام از دوستان . بازدید کننده ها یا وبلاگ نویس های

که نزدیک یا ساکن فسا هستن

تقاضای کمک داریم و لطف کنید کامنت بزارن  

فقط عاشقه که عشق رو میفهمه 

--------------

---------

مطمعا باشید اگه من کار ی بتونم

واسه شما دوستام انجام بدم

با جون و دل کمک کردم و خواهم کرد

قرار میزاریم یه جا توی یکی از وبلاگها

جمع میشیم و با هم همفکری میکنیم َ

این شاید باعث بشه یه گروه دوستانه داشته باشیم

و بتونیم مشکلات هم رو با هم عاشقانه حل کنیم

تو کل دنیا وبلاگ نویس ها کنار هم خیلی قدرمند هستن

ببینیم این  شاید باعث بشه ماها باهم بهتر حرف بزنیم

و یه محیط  امن درست کنیم 

 

+ تــاریـخ   سه شنبه 3 تیر1393  ساعـت 1:20 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

سلام دوستا سلام نگینم

ممنون از همه کسایی که جویای حالم شدن 

زنده موندم

میبینید چقدر بدبختم حتی لیاقت ندارم بمیرم

خنده داره اونهمه قرص خوردم رگمم یوریدم ولی باز نمردم 

تو رو خذا بگید چیکار کنم میخواستم خودم و دار بزنم نمیشه 

اخه یکی باید باشه دستم  رو از پشت ببنده 

دوستای نامردم همین کار کوچیکم نمیتونن برام بکنن

التماس میکنم اگه راهی میدونید که صددرصد باشه بهم بگین 

اگه دوستم دارید نذارید خودم رو تیکه پاره کنم

خنده داره داداش کوچیک ادم رو بذارن مواظبت باشه 

این حتی شب رو تخت من میخوابه 

اخه مجبور شدم قبول کنم  انا گفتن یا میری تیمارستان

 یا  قبول کن داداشت پیشت باشه تا خوب بشی 

نمیدونم اینا چرا نمیفهمن من مریض نیستم  من عاشقم 

بچه ها من حرف زدم من قول دادم  قسم جون نگینم رو خوردم که بدون اون بمیرم

نمیتونم زیر همه دوستت دارم ها م بزنم

میدونید شاید این کلمه رو شما هم  شنیدید میگن 

عشق. عاشقی واسه لیلی و مجنون بوده اونام مردن تموم شدن

نه  اگه یه کسایی مثل من وقتی میگن ما عاشقیم پس باید حساب  اینجاش هم بکنه دیگه

بچه ها جالب دکتره ازم اصول دین میپرسه 

بهش گفتم والا ما زمان درس خوندنمونم نفهمیدیم  این اصول دین  چیه و چندتاس

البته باهاشون انگیلیسی حرف زدم  فهمیدم اونا دیونن اخه بلد نبودن جالبه نه؟

دستم میسوزه همه دوستا  که من و عشقم رو میشناسن 

میدونید ما همه کار کردیم البته نگین بیشتر از من عذاب کشید

 من عاشقش بودم و هستم و خواهم بود اگه شما محمد رو دوست خودتون میدونید

برام تخقیق کنید ببینیدبهترین راه خودکشی چیه

بچه ها بخدا از ته دلم راضیم 

بجون نگینم راضیم بمیرم محمد دیگه تموم شده 

پس کمکم کنیددیگه تا اخر این هفته 

من این داداشم رو ببینم میتونم بپیچونم 

یه ساختمون بلند نزدیکمون هست خوبه بلندیش 

واسه نصب ماهواره رفتم بالاش

میگن از 5 طبقه بیوفته ادم صددرصد میمره و دردهم نداره 

این جا 8 طبقه ست پس صددرصده

راستش فقط یکم میترسم که وقتی مردم دیگه هیچی نبینم 

میخوام ببینم وقتی میمیرم اطرافیانم چطوری میشن

دوست دارم وقتی خبر به فسا برسه خانواده نگین چه فکری میکنن

ازشون دلگیر نیستم اونا خوشیختی  تک بچه شون رو میخوان

خوب شاید منو لایق ندیده بودن 

راستش نمیدونم شاید وافعا نگین نمیخوادم 

البته میدونین من از عشق نگین مطمعا هستم بخدا 

ولی میگم اونا واسه خوشیختی دخترشون شاید به یه طریقی منو پیشش خراب کردن 

اخه عمش میگفت  نتونستی براش یه حلقه ی حلبی بخری

ای نگین گفتم بزار بگیریم 

بخدا گفتم  ولی نگین نمیزاشت خوب ماهم پول زیاد نداشتیم و

تو شهر خودمون اواره بودیم هتل شبی 50 هزار تومن  اجازه نمیداد به چیزی فک کنیم

میدوننین نگین از روز اول  میدونست من همینم 

ما شاید یکم از لحاظ مالی نسبت به خانواده نگین بالاتر هستیم

ولی بچه ها نگین من فرشته س  اخه دیگه از این دخترای قانع  نمیشه پیدا کرد 

میدونیو تو خونشون نگین همیشه ماشین زیرپاش بود 

وقتی میدید  من شرمنده اینم که دارم پیاده زاهش میبرم 

میفهمید میگفت محمد من عاشق پیاده رویم یادمه یه روز میدونست من پولی همراهم نیست 

 بارون شدیدی میومد اخ جیگرم داره میسوزه نگینم

واسه اینکه شرمنده نشم گفت میخوام خیس بشم عاشق بارونم

خوب منم باهاش خیس شدم ملی میدیدم سردش  شده

حتی نذاشت ببرمش یه سفره خونه 

دیدین مرد زار بزنه  ؟ بیاید ببینید منو  

شاید نگین متوجه نشده باشه  من خیلی وقتها احساس

میکردم خوشبخت ترینم که نگین رودارم

بچه ها از چیش بگم 

من اعصبانی میشدم دادمیزدم فوش میدادم 

اولا اینوقتا میگفت سرم دادنزن و ناز میکرد 

ولی این اخرا همچی نمیگفت و باور میکنید شاید با دوتا کلمه ارومم میکرد 

فداش بشم عروسکم یه بار بهم بی احترامی نکرد فاصله من باهاش هزار کیلومتر بود 

ولی واسه کاراش ازم اجازه میگرفت دوستم میگفت از کجا میدونی بحرفت گوش میده 

یکی  دوبار امار گرفتم دیدم اشتباه نکردم  بحرفم دقیقا گوش میداد

ای نگینم دستم میسوزه بخدا حاظرم همین الان رگ گردنم رو بزنم

ولی میترسم نمیرمو ببرنم تیمارستان

 دیگه حتی نتونم با وبلاگمون حرف بزنم 

یه شب تصمیم گرفتم رایطمون رو قطع کنم رفتم جهرم و سویت همیشگیمون رو اجاره کردم 

شبی صد هزار تومن  ولی خوب فول بود

وقت خواب اخه نگین عادت داره سرشو بذاره رو سینم تا بخوابه 

ای محمد پیش مرگت بشه دختر 

میدونست من دوست دارم اون وقتی میدید از چیزی خوشم میاد

بخدا انجام میداد حتی میدونستم اون کار باب میلش نیست ولی بخاط من انحامش میداد

گریه کردن خیلی خوبه اخه من عادت داشتم سرم رو بکوبم به دررو دیوار 

ولی نگینم ترکم داد و اجازه داد گریه کنم 

اونشب سرش رو سینم بود منم با موهاش بازی میکردم خوب خیلی دوست داشت 

یه چیز جالب مگه میشه یه دختر کنار یه پسر تو ارامش و تاریکی بخوابه 

ولی اون پسر تحریک نشه و به سکس فک نکنه مگه میشه ؟ اره میشه

من قبل نگین خیلی سکس کردم حالا با پول با نامردی با کتک زوری 

خیلی محال بود دختر کنارم باشه و من کاری نکنم 

ولی نگین بهم یاد داد لذت فقط به رو هم خوابیدن و این چیزا نیست

نگین انقدر عشق و محبت خرجم میکرد که سکس برام بی معنی میشد 

ولی خوب بوسیدن لب رو دوست دارم خیلی البته اونم دوست داره 

هرکار میخواستم بکنم نگین نه نمیگفت حتی گفتم میخام زنت کنم 

گفت مال خودتم هر کار میخوای بکن 

این موجود لنگه نداره وقتی اونشب سرش زئ سینم بود

کلی تمین کرده بودم  پژمان کلی راهنمایم کرد که بتونم کات کنم 

چون دیگه داشتم میترسیدم بخاطر من صدمه ببینه 

تا دهنم و باز کردم گفت محمد این اخرین باره میبینمت 

 اخه این  از کجا از فکرم خبر دار میشد 

با این خرف ناخوداگاه اشکم در اومد 

خوب منو نمیتونست ببینه ولی حواسم نبود داره صدا ی قلبم رو میشنوه

یه لحظه خس کردم سینم خیس شد  گفتم نگین داری گریه میکنی ؟

واسه اینکه اشکاش رو نبینم روشو برگردوند 

یادته نگین ؟ این همون دختر لوس و بی منطقی بود که فقط اعصاب خورد میکرد

ولی انقدر زود حودش رو با حرفای من عوض کرد 

که اونشب نگین بهم باوقار بودن یه دختر عاشق رو نشونم داد

بچه ها قلبم درد گرفت سرش و برگردوندم  یادته نفسم ؟

گفتم عمرا تنهات نمیزارم گلم قسمم داد تا اخرش باهاش باشم

قبول کردم  فک میکنم تا الان تونستم پا به پاش بیام

گفتم نگین ماچ میخوام بادته شیطون

دیدم لبخند زد و گفت نمیدم خوب من زورم بهش نمیرسید نمیخواست کاری کنه عمرا  نمیکرد

خلاصه من گفتم باشه ببخشید سرت بزار رو سینم با موهات بازی کنم بخوابیم

اومد داشتم با موهاش بازی میکردم اهای دنیای  بیمعرفت دلم تنگش شده 

یکلمه فقط یک کلمه ارومم میکنه شفام میده فقط یک کلمه 

خدایا من سگ در خونتم التماست میکنم  میخوای واست واق واق کنم 

باورت بشه واقعا سگ در خونتم من سه سال باهات قهر بودم  هیچی نخواستم ازت 

اره پشیمونم توبه هم کردم  محمد تنهاس  میکن تو کس همه بیکس های 

تو مهربونی بزرگی فقط صداشو  یک کلمه بزار قبل از مردن 

فقط یک کلمه صداش و یشنوم التماست میکنم 

دلم داره میترکه خدا و دیگه بریدم محمد اخر خطه تو مهر این دختر و به دلم انداختی

وگر نه محمد که کنج یه اتاق فقط مینوشت 

میگن  افسرده بودم  نمیدونم  تو نگین رو سر راهم گذاشتی 

نگین بخاطر من همه کار کرد منو که تیکه تیکه بودم  متلاشی  بودم رو جمع و جور کرد 

شد امیدم جونم نفسم عشقم نگن عشق واقعی رو نشونم دادو عاشقم کرد  

همیشه منتظر این روز بودم که طلبم زو بگیرم و با نگینم بدون هیچ ترسی زندگی کنیم  

الان میتونم یکم از محبت هاش رو جبران بکنم و با ارامش کنار هم باشیم

خدایا تو مهر نگین و به دله مامانم انداختی مامانم الان از من بیشتر منتظر نگینه

یا بابام  بهم میگه از عروسم خبری نشد خدایا تو عزیزم رو واسته کردی 

تا به مادر و پدرم بفهمونه نگین جواهره 

الان اونا راضین و قول دادن  که اگه نگین بیاد صد درصد عقدش کنن برام 

الان ارزومون رو براورده کردی ممنونم ازت سپاسگذازم ولی

ولی خدایا نگینم کو چرا الان نگین نیست

نگین الان باید کنار من باشه باهم بریم دنبال خونه  و وسایل زندگیمون 

الان وقتی که خانوادش با دیدن اینای که واسه خوشبختی دخترشو تهیه کردیم 

خوشحال میشن و میفهمن ما خوشیختیم و راضی مبشودن

ولی کو نگینم انقدر داغونم که میبینی 

ببین با خودم چیکار کردم  کارم اشتباهه و احمقییته و  دیونگیه

ولی  خداقل تو میدوی محمد حالش چطوره تو میدونی  محمد خورد شده 

میدونی بدون نگین میمیرم من جونم به نفساش وصله 

التماست میکنم بهم نشون بده  هنوز دارمش 

نشونم بده زندگیم هنوز خراب نشده 

خدا بزار باور کنیم اینهمه بدبختی  که ما کشیدیم  یه ثمری داشته 

دارم میمیرم خدا  بزار نگینم رو خوشحال کنم 

من به خانومم قول داد با هم خوشیخت بشیم 

نگین همیشه میگفت محمد بالاخره تموم  میشه و ما بهم میرسیم 

عشقم و بهم  بده  باور نمیکنم  اون همه عشق و محبتی که داشتیم 

به این راختی فراموش بشه 

اون دختر نگبنه  نگینی که عشق رو شرمنده ی عشقش کرد 

مگه میشه به این راحتی فراموشش بشه 

نه نمیشه التماست میکنم بهونم رو بده  بزار زنده باشم و خوشبختش کنم 

اخه ما الان باید دنبال خونه باشیم نه خودکشی 

دیگه نمیتونم تایپ کنم دستم درد میکنه 

نگینم من تا ثانیه های اخر عمرم منتظرتم تا قدمت رو رو چشمام بزارم

الان دیگه مطمعانم نگین خوشبختت میکنم 

همه چیز امادس تا ما بشیم  همون که ارزو داشتیم 

بیا گلم  دوستت دارم همون دوتا

 

 

+ تــاریـخ   یکشنبه 1 تیر1393  ساعـت 6:58 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  |