ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمی شنوند... عجب تلخ است، قصه ی عادت !!!

دنبال یه خانوم همدلم 

من شرمنده همه شما خانومهای گلم

 

بچه ها نه اهل اینم دختر بازی کنم 

 

نمیخوامم خانوادم برام زن پیدا کنن

 

این کارمو بی ادبی فرض نکنید 

 

خسته شدم از تنهایی

منت بهم بزارید بچه ها یه خوب مثل خودتون واسم پیدا کنید 

بچه ها من محمدم 

من 33 سالمه 

اهل تهرانم (کرج)

کارم : تکنسین برق قدرت (صنعتی) و

امنیت کامپیوتره (هک و جلوگیری از نفوذ)

انقدر تو این وبلاگ هست که بشه شناختم 

عکسمم که هست خوشگل نیستم و خوشگلم نمیخوام 

خسته شدم از این عشقا ی مسخره

میخوام همه وجودم رو بدم همسرم

قولم میدم هر خانومی تو سه روز کنار من بودن عاشقم بشه

نه تعریف کنم نه بخدا ذاتم اینطوری دخترا ازم خوششون میاد 

مهربون . دلبر . چرب زبون . خوب . حیله گر . دختر پسند  نمیدونم 

ولی کسی تو این مدت زندگیم ازم دلگیر نشده 

مذهبی هم نیستم  یا خیلی نیستم 

انقدر هم دارم بشه یه اتاق و وسایل و

یه عالمه عشق به عشقم هدیه کنم 

اینم تلفنم

09354217561

090142175461

بچه ها نه اهل اینم دختر بازی کنم 

نمیخوامم خانوادم برام زن پیدا کنن

این کارمو بی ادبی فرض نکنید 

من شرمنده همه شما خانومام

+ تــاریـخ   چهارشنبه 1 مرداد1393  ساعـت 1:3 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

ای خدا من ازکجا بفهمم نگین اصلا هنوز منو یادش هست ؟

 ولی . ولی من هنوز عطر موهاش رو رو سینم حس میکنم 

خدااااااااااااااا اخه الان که نگینم باید باشه نیست 

الان که میتونیم یه سقف رو سرمون داشته باشیم که واسه خودمونه 

حالا که میتونم خوشیختش کنم

 اخههههههههههههه این چه حکمتیه ؟/////////

این چه قسمتیه که الان که میتونم واسش حلقه بگیرم نیست 

اون همه شرمندش شدم الان که میتونم سربلندش کنم

 اخه این  این  تقدیره

بیا نگینم بیا بزار خودم از شرمندگی خودم در بیام  

یعنی من الانم تو خیالت هستم ؟

نزدیکانت گفتم صبر کن الان فهمیدم بازم گولشون و خوردم 

دوستت دارم بخدا نگین  به قران دوستت دارم

چطوری بگم ؟ چیکار کنم

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ تــاریـخ   دوشنبه 30 تیر1393  ساعـت 10:41 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نگین دلم خیلی تنگه

 

کجایی؟

+ تــاریـخ   یکشنبه 29 تیر1393  ساعـت 12:30 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

پر میزند بر بامم سیاه کلاغ و شب......

ای دنیا 

همه دروغ میگن  

عکس . فیلم. تعریف .

همش دروغه فقط تو راستی 

پس بیا بگو د بیا لا مصب  بیا

بیا فقط بگو دروغه همین بعد برو هر جا میخوای 

محمد به درک به همه مقدسات لال میمونم

کجایی ؟ ها ؟بیا ببین

روان پزشک 

تصیحت 

خاستگاری اجباری 

تحقیر

نگین اگه این حال و روز و ببینی  

نیای و هیچی نگی 

ازت نمیگذرم اره نمیگذرم 

با ساکت بودنت  

شاشیدی تو زندگیم 

نکن . دیونم نکن 

نومانم دیگه نمییتونه ارومم کنه 

زندگی که شاشیده بشه توش

فقط بدرد فاضلاب میخوره نگینا 

نکن کاری که همه چیزو بکنم تو فاضلاب 

حرف بزن لامصب حرف بزن عقده ی دلم و نذار بترکه 

که دنیا هردوتامون و به کند نکشه نگین 

میشناسی محمد رو

 نکنی کاری که با سر برم تو نجاست

بین منو تو این حرفا نبود

نگین فدات بشم بذار بعد اینم نباشه

پس فقط بگو

+ تــاریـخ   یکشنبه 29 تیر1393  ساعـت 2:37 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نیازم ....
نه دیگه آغوشته , نه دستاته , نه لباته
با یک نخ سیگار تلخ ...
فرو میبرم حماقتم رو که 
زنده موندم و بی تو برگشتم ...
ایکاش از نقشه ی که داشتم خبر داشتی
و میدونستی نیت محمدت چی بود 
اره کم اوردی تو......
اصلا فکر نمیکردم کم بیاری.......
دوستت دا.....م

+ تــاریـخ   پنجشنبه 19 تیر1393  ساعـت 6:21 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نیازم ....
نه دیگه آغوشته , نه دستاته , نه لباته
با یک نخ سیگار تلخ ...
فرو میبرم حماقتم رو که
زنده موندم و بی تو برگشتم ...
ایکاش از نقشه ی که داشتم خبر داشتی
و میدونستی نیت محمدت چی بود
اره کم اوردی تو......
اصلا فکر نمیکردم کم بیاری.......
دوستت دا.....م

+ تــاریـخ   پنجشنبه 19 تیر1393  ساعـت 6:19 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

یک شیشه مشروب دارم و یک پاکت سیگار و هزار راه نرفته
یک پیک شراب و سیگار روشن شده با حسرت
راه میروم و مرور می کنم خاطراتم را
دهانم از این همه تلخی گس می شود…
سیگارم به نیمه رسیده، پیکی دیگر پشت به پشت هم
تلخی بیشتر و بیشتر می شود
هنوز راه زیادی مانده شیشه ی تقریبا خالی و سیگار تمام شده
حرفهای نگفته، تنهایی مطلق، زندگی اجباری
پیک آخر، سیگاری دیگر پشت به پشت هم
تمام شد، به همین سادگی یک روز تلخ بی مرز
نه سیگاری نه پیکی مانده فقط تلخی هزار راه نرفته…
"_.-*((MoHaMaD))*-._"

+ تــاریـخ   دوشنبه 16 تیر1393  ساعـت 2:50 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

 سلام نگینم

سلام خوشگلم

نگین به جون خودت مشروب هم دبگه ارومم نمیکنه

نگینم بیا  بیا بگو تنهام  نزاشتی نگین چرا اینجوری شد

نگین به تنها چیزی که فک نمیکردم این بود این که نگین باشه و من ازش بیخبر باشم

.یعنی میشه  ؟ اخه  چرا نگین  ؟ نگین بگو چرا محمد رو اینطوری میحوای ببینی ؟

نگین تو جونت رو واسه محمدت میدادی پی چرا ؟

نگینم   دار و ندارم  این یعنی چی اخه ؟

خدابا این قسمت منه ؟ من .. منی که بکسی بد نکردم ؟

محمد؟  ... محمدی که همه دوستش دارن ؟

اخه چرا خدا  ؟ اخه چرا نگینم ؟

باشه هرچی تو بخوای فقط بگو چی شد ؟

بگو محمد چرا محکوم یه این شد ؟

اخ که داغونم کردی د ختر

کاش خودت بهم مبگفتی

خودت میگفتی دیگه نمیخوایم

ولی باشه پیغامت بهم رسید

نگین به همه ی مقدسات به هر کی تو میپرستی یجون خودت من ازت دلگیر نیستم

اصلا نمیتونم ازت دلگیر باشم

اخه تو به من بد نکردی  من فقط از تو خوبی دیدیم و مهربونی

ولی نگین بگو محمد چرا باید بدون  عشق تو باشه ؟

دوستت دارم نگینم بازم میگم  هرچی تو بخوای  و هرچی تو بگی

یه وقتای هست نگینم که دلم انقدر واست تنگ میشه

که دلم میخواست قدرتش رو داشتم و تو رو از تو رویاهام بیرون میکشیدم

و تو دنیای واقعی محکم بغلت میکردم و میگفتم

 عاشقتم دخمل قشنگ

+ تــاریـخ   دوشنبه 9 تیر1393  ساعـت 3:30 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نشوني از ت ندارم نگین

خوب اخه همیشه کنج قلبم بودی

و چشمم رو که میبستم میدیدمت

ولی نگین خو الان اخه قلبم پیشم نیست 

نگین یادته وقتی منو دیدی بهت گفتم

هر کی وارد زندگیم شد یه تیکه از قلبم رو برده ؟

خوب تو گفتی بهت اعتماد کنم گفتی من مواظبت هستم 

بهم عشق رو ثابت کردی منم قلبم

با همه ی احساساتی که واسم مونده بود دادم دستت

اما نشاني ام را براي تو مي نويسم : در عصر هاي انتظار به

یادته بهم گفتی نمیزارم ختی قلبت بشکنه ؟

خدا وکیلم نزاشتی و خوشحال بودم نگینم با همه فرق میکنه 

ولی خو  الان که قلبم پیش خودم نیست  ئست توه نفسم 

نگینم تو بیا پیشم من دیگه نا ندارم عزیزم 

ببین عسلم ادرسم سر راسه بیا 

ببین گلم بیا تا حوالي بي کسي  لعدش بیا

خيابون غربت رو پيدا کن افرین بعد

 وارد کوچه پس کوچه هاي تنهاييم شو  اره ما همچین کوچه های

نداشتیم نگینمولی اخه تازگیا که تو نبودی  ساختنش

 حوب حالا جلوت کوچه ی دلتنگی رو میبینی نگینم

حالا کلبه غريبي م رو پيدا کن ،

 سمت راستت  یه بید مجنونه کم من واست تو کاشتمش دیدی 

این بید رو وقتی تو نبودی  بهش عشق بدی خشک شد خانومم

مرداب آرزوهاي رنگيم رو دیدی؟ تو ارزو هام رو ببین عکس باهم بودنمون رو میبینی

اره بغل مرداب رو ببین  کلبه رو میبینی

اون خونمونه که با هم ساختیم یادت هست عروسکم

در کلبه رو باز کن کنار پنجره صندوقچه ی  بغض هامو دیدی ؟

بببحشید انقدر بزرگ نبود ولی حالا ....

اروم در صندوق بغضم رو باز کن فقط اروم  که بغضم نشکنه

و دستای مهربونت خيس بشه  داروندارم 

خالا محمدت رو میبینی ؟

نگینم ازوقتی قلبم رو با خودت بردی سینم درد میکنه  

یادته بدترین درد های محمد رو با یه بوس خوب میکردی؟

نگینم میبینی محمدت تموم شده؟

قبل از اینکه  چشمام بسته بشه لبای

قشنگت رو بزار رو لبهام عروسم

بدو همه کسم  ....اوووووووم اخی  اخیییییی

یادته بهت میگفتم وقتی میبوسیم مثل اینه که وارد بهشت میشم ؟

سپرده بودم اگه قبل اومدنت مردم نشونه ی قبرم رو بهت بدن

و بگن محمد گفت :

نگینم محمدت خیلی منتظرت بود ولی تو دیر اومدی 

وقتی سر قبر محمدت میایی گریه نکن 

یادته یکی بهت گفت وقتی میخندی خوشگلتر میشی  پس بخند 

وقتی سر خاک محمدت اومدی محکم و باوقار و پر غرور بیا 

دستت رو رو سنگ قبرم بزار نگینم  این کارت ارومم میکنه

اخه میدونی میگن فشار قبر خیلی درد داره 

پس یکم پیشم واسا تا  تحمل منو واسه تو قبر خوابیدن بیشتر کنی 

نگین تو که میدونی من تاریکی و تنهایی تو قبر میترسم

قول بده بده بیست روز که مردم فراموشم کنی

و وایه محمد هم کهشده زندگی کنی عروسم

به منم فکر نکن ناکام بودن و تنهایی و بیکسی

ماله محمده نه تو نفسم 

دوست دارم منتظرم بوسیدنت ارومم کنه نگینم

 

 

+ تــاریـخ   چهارشنبه 4 تیر1393  ساعـت 8:32 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 
سلام به همه 
دوستای عزیز اونایی که لطف کردین تا الان با من تماس گرفتین
 و اهل فسا هستین 
خیلیا تون واسه محبت کردن اومدین میدونم 
ولی اینو بدونید بابت هر کاری که واسه من میکنید 
بهتون مدیون میشم واسه این مطمعا باشید
به  طریقی من 100% این محبتها رو جبران میکنم 
حتی از لحاظ مالی 
میدونم کاراتون قابل قیمت گذاری نیست ولی
نمیخوام کارهای که واسه من انجام میشه بی اجر باشه
 فقط دوستای گلم من نمیخوام با ابروی کسی بازی بشه  
یا باعث ناراحتی کسی بشه پس مواظب باشید +
تماس بگیرید تا من عکس و مشخصات
نگینم و باباش و مادرش رو بهتون بدم 
 
09354217561
 
من اشتباه کردم !
به خیالم بوسه هایت ، تعهد هستند
آغوشت ، سر پناه
هدیه هایت ، قول وقرار
من اشتباه کردم !
هر چه بودی ، عادت بودی
نه فقط با من، با همه این طور بودی....
+ تــاریـخ   چهارشنبه 4 تیر1393  ساعـت 3:14 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نِرخ خنده ڪہ گراטּ نیست ؟؟
Jojoiijerjerak……………………………….
صدام کن
اگه یه روزی چشمات پر از اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی
صدام کن
بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم
صدام کن
اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی
صدام کن
قول میدم ساکت بمونم
صدام کن
اگه دنبال یه همدرد گشتی تا باهات همراهی کنه
صدام کن
من همیشه همراه تو ام
صدام کن
اگه ………..
نه دیگه دنبال بهونه نگرد که صدام کنی
فقط صدام کن
صدام کن

+ تــاریـخ   چهارشنبه 4 تیر1393  ساعـت 2:44 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

سلام به همه دوستای گلم 

بچه ها خانوادی من خواستن تماس بگیرن 

ولی خانواده نگینم جواب نمیدن 

بچه ها کمک میخوام ازتون 

همه شما دوستان 90 درصد از شماها وبلاگ نویسید

تو کل دنیا وبلاگ نویس ها همیشه

با هم همدستن و با هم متحدن 

بچه ها میخوام ازتون کمک بگیرم 

دوستای عزیزم لطف کنید

همتون از بازدیدکننده های ثابت و دوستاتون 

بپرسید ببینید کسی از اشنا ها یا دوستان یا وبلاگ نویسها

ساکن فسا هست 

اگه بود به من خبر بدین 

بچه ها این پیشنهاد خودتونه  

بلاخره تو این همه وبلاگ که اکثرا پر بازدید هست

ببینیم کیا به من کمک میکنن

بچه ها  اونای که میخوان به محمد

داداش کوچیکشون کمک کنن

یه پست مثل این بزارید و از حواننده های وبلاگتون 

کمک بخواین 

-------

---------------

سلام از دوستان . بازدید کننده ها یا وبلاگ نویس های

که نزدیک یا ساکن فسا هستن

تقاضای کمک داریم و لطف کنید کامنت بزارن  

فقط عاشقه که عشق رو میفهمه 

--------------

---------

مطمعا باشید اگه من کار ی بتونم

واسه شما دوستام انجام بدم

با جون و دل کمک کردم و خواهم کرد

قرار میزاریم یه جا توی یکی از وبلاگها

جمع میشیم و با هم همفکری میکنیم َ

این شاید باعث بشه یه گروه دوستانه داشته باشیم

و بتونیم مشکلات هم رو با هم عاشقانه حل کنیم

تو کل دنیا وبلاگ نویس ها کنار هم خیلی قدرمند هستن

ببینیم این  شاید باعث بشه ماها باهم بهتر حرف بزنیم

و یه محیط  امن درست کنیم 

 

+ تــاریـخ   سه شنبه 3 تیر1393  ساعـت 1:20 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

سلام دوستا سلام نگینم

ممنون از همه کسایی که جویای حالم شدن 

زنده موندم

میبینید چقدر بدبختم حتی لیاقت ندارم بمیرم

خنده داره اونهمه قرص خوردم رگمم یوریدم ولی باز نمردم 

تو رو خذا بگید چیکار کنم میخواستم خودم و دار بزنم نمیشه 

اخه یکی باید باشه دستم  رو از پشت ببنده 

دوستای نامردم همین کار کوچیکم نمیتونن برام بکنن

التماس میکنم اگه راهی میدونید که صددرصد باشه بهم بگین 

اگه دوستم دارید نذارید خودم رو تیکه پاره کنم

خنده داره داداش کوچیک ادم رو بذارن مواظبت باشه 

این حتی شب رو تخت من میخوابه 

اخه مجبور شدم قبول کنم  انا گفتن یا میری تیمارستان

 یا  قبول کن داداشت پیشت باشه تا خوب بشی 

نمیدونم اینا چرا نمیفهمن من مریض نیستم  من عاشقم 

بچه ها من حرف زدم من قول دادم  قسم جون نگینم رو خوردم که بدون اون بمیرم

نمیتونم زیر همه دوستت دارم ها م بزنم

میدونید شاید این کلمه رو شما هم  شنیدید میگن 

عشق. عاشقی واسه لیلی و مجنون بوده اونام مردن تموم شدن

نه  اگه یه کسایی مثل من وقتی میگن ما عاشقیم پس باید حساب  اینجاش هم بکنه دیگه

بچه ها جالب دکتره ازم اصول دین میپرسه 

بهش گفتم والا ما زمان درس خوندنمونم نفهمیدیم  این اصول دین  چیه و چندتاس

البته باهاشون انگیلیسی حرف زدم  فهمیدم اونا دیونن اخه بلد نبودن جالبه نه؟

دستم میسوزه همه دوستا  که من و عشقم رو میشناسن 

میدونید ما همه کار کردیم البته نگین بیشتر از من عذاب کشید

 من عاشقش بودم و هستم و خواهم بود اگه شما محمد رو دوست خودتون میدونید

برام تخقیق کنید ببینیدبهترین راه خودکشی چیه

بچه ها بخدا از ته دلم راضیم 

بجون نگینم راضیم بمیرم محمد دیگه تموم شده 

پس کمکم کنیددیگه تا اخر این هفته 

من این داداشم رو ببینم میتونم بپیچونم 

یه ساختمون بلند نزدیکمون هست خوبه بلندیش 

واسه نصب ماهواره رفتم بالاش

میگن از 5 طبقه بیوفته ادم صددرصد میمره و دردهم نداره 

این جا 8 طبقه ست پس صددرصده

راستش فقط یکم میترسم که وقتی مردم دیگه هیچی نبینم 

میخوام ببینم وقتی میمیرم اطرافیانم چطوری میشن

دوست دارم وقتی خبر به فسا برسه خانواده نگین چه فکری میکنن

ازشون دلگیر نیستم اونا خوشیختی  تک بچه شون رو میخوان

خوب شاید منو لایق ندیده بودن 

راستش نمیدونم شاید وافعا نگین نمیخوادم 

البته میدونین من از عشق نگین مطمعا هستم بخدا 

ولی میگم اونا واسه خوشیختی دخترشون شاید به یه طریقی منو پیشش خراب کردن 

اخه عمش میگفت  نتونستی براش یه حلقه ی حلبی بخری

ای نگین گفتم بزار بگیریم 

بخدا گفتم  ولی نگین نمیزاشت خوب ماهم پول زیاد نداشتیم و

تو شهر خودمون اواره بودیم هتل شبی 50 هزار تومن  اجازه نمیداد به چیزی فک کنیم

میدوننین نگین از روز اول  میدونست من همینم 

ما شاید یکم از لحاظ مالی نسبت به خانواده نگین بالاتر هستیم

ولی بچه ها نگین من فرشته س  اخه دیگه از این دخترای قانع  نمیشه پیدا کرد 

میدونیو تو خونشون نگین همیشه ماشین زیرپاش بود 

وقتی میدید  من شرمنده اینم که دارم پیاده زاهش میبرم 

میفهمید میگفت محمد من عاشق پیاده رویم یادمه یه روز میدونست من پولی همراهم نیست 

 بارون شدیدی میومد اخ جیگرم داره میسوزه نگینم

واسه اینکه شرمنده نشم گفت میخوام خیس بشم عاشق بارونم

خوب منم باهاش خیس شدم ملی میدیدم سردش  شده

حتی نذاشت ببرمش یه سفره خونه 

دیدین مرد زار بزنه  ؟ بیاید ببینید منو  

شاید نگین متوجه نشده باشه  من خیلی وقتها احساس

میکردم خوشبخت ترینم که نگین رودارم

بچه ها از چیش بگم 

من اعصبانی میشدم دادمیزدم فوش میدادم 

اولا اینوقتا میگفت سرم دادنزن و ناز میکرد 

ولی این اخرا همچی نمیگفت و باور میکنید شاید با دوتا کلمه ارومم میکرد 

فداش بشم عروسکم یه بار بهم بی احترامی نکرد فاصله من باهاش هزار کیلومتر بود 

ولی واسه کاراش ازم اجازه میگرفت دوستم میگفت از کجا میدونی بحرفت گوش میده 

یکی  دوبار امار گرفتم دیدم اشتباه نکردم  بحرفم دقیقا گوش میداد

ای نگینم دستم میسوزه بخدا حاظرم همین الان رگ گردنم رو بزنم

ولی میترسم نمیرمو ببرنم تیمارستان

 دیگه حتی نتونم با وبلاگمون حرف بزنم 

یه شب تصمیم گرفتم رایطمون رو قطع کنم رفتم جهرم و سویت همیشگیمون رو اجاره کردم 

شبی صد هزار تومن  ولی خوب فول بود

وقت خواب اخه نگین عادت داره سرشو بذاره رو سینم تا بخوابه 

ای محمد پیش مرگت بشه دختر 

میدونست من دوست دارم اون وقتی میدید از چیزی خوشم میاد

بخدا انجام میداد حتی میدونستم اون کار باب میلش نیست ولی بخاط من انحامش میداد

گریه کردن خیلی خوبه اخه من عادت داشتم سرم رو بکوبم به دررو دیوار 

ولی نگینم ترکم داد و اجازه داد گریه کنم 

اونشب سرش رو سینم بود منم با موهاش بازی میکردم خوب خیلی دوست داشت 

یه چیز جالب مگه میشه یه دختر کنار یه پسر تو ارامش و تاریکی بخوابه 

ولی اون پسر تحریک نشه و به سکس فک نکنه مگه میشه ؟ اره میشه

من قبل نگین خیلی سکس کردم حالا با پول با نامردی با کتک زوری 

خیلی محال بود دختر کنارم باشه و من کاری نکنم 

ولی نگین بهم یاد داد لذت فقط به رو هم خوابیدن و این چیزا نیست

نگین انقدر عشق و محبت خرجم میکرد که سکس برام بی معنی میشد 

ولی خوب بوسیدن لب رو دوست دارم خیلی البته اونم دوست داره 

هرکار میخواستم بکنم نگین نه نمیگفت حتی گفتم میخام زنت کنم 

گفت مال خودتم هر کار میخوای بکن 

این موجود لنگه نداره وقتی اونشب سرش زئ سینم بود

کلی تمین کرده بودم  پژمان کلی راهنمایم کرد که بتونم کات کنم 

چون دیگه داشتم میترسیدم بخاطر من صدمه ببینه 

تا دهنم و باز کردم گفت محمد این اخرین باره میبینمت 

 اخه این  از کجا از فکرم خبر دار میشد 

با این خرف ناخوداگاه اشکم در اومد 

خوب منو نمیتونست ببینه ولی حواسم نبود داره صدا ی قلبم رو میشنوه

یه لحظه خس کردم سینم خیس شد  گفتم نگین داری گریه میکنی ؟

واسه اینکه اشکاش رو نبینم روشو برگردوند 

یادته نگین ؟ این همون دختر لوس و بی منطقی بود که فقط اعصاب خورد میکرد

ولی انقدر زود حودش رو با حرفای من عوض کرد 

که اونشب نگین بهم باوقار بودن یه دختر عاشق رو نشونم داد

بچه ها قلبم درد گرفت سرش و برگردوندم  یادته نفسم ؟

گفتم عمرا تنهات نمیزارم گلم قسمم داد تا اخرش باهاش باشم

قبول کردم  فک میکنم تا الان تونستم پا به پاش بیام

گفتم نگین ماچ میخوام بادته شیطون

دیدم لبخند زد و گفت نمیدم خوب من زورم بهش نمیرسید نمیخواست کاری کنه عمرا  نمیکرد

خلاصه من گفتم باشه ببخشید سرت بزار رو سینم با موهات بازی کنم بخوابیم

اومد داشتم با موهاش بازی میکردم اهای دنیای  بیمعرفت دلم تنگش شده 

یکلمه فقط یک کلمه ارومم میکنه شفام میده فقط یک کلمه 

خدایا من سگ در خونتم التماست میکنم  میخوای واست واق واق کنم 

باورت بشه واقعا سگ در خونتم من سه سال باهات قهر بودم  هیچی نخواستم ازت 

اره پشیمونم توبه هم کردم  محمد تنهاس  میکن تو کس همه بیکس های 

تو مهربونی بزرگی فقط صداشو  یک کلمه بزار قبل از مردن 

فقط یک کلمه صداش و یشنوم التماست میکنم 

دلم داره میترکه خدا و دیگه بریدم محمد اخر خطه تو مهر این دختر و به دلم انداختی

وگر نه محمد که کنج یه اتاق فقط مینوشت 

میگن  افسرده بودم  نمیدونم  تو نگین رو سر راهم گذاشتی 

نگین بخاطر من همه کار کرد منو که تیکه تیکه بودم  متلاشی  بودم رو جمع و جور کرد 

شد امیدم جونم نفسم عشقم نگن عشق واقعی رو نشونم دادو عاشقم کرد  

همیشه منتظر این روز بودم که طلبم زو بگیرم و با نگینم بدون هیچ ترسی زندگی کنیم  

الان میتونم یکم از محبت هاش رو جبران بکنم و با ارامش کنار هم باشیم

خدایا تو مهر نگین و به دله مامانم انداختی مامانم الان از من بیشتر منتظر نگینه

یا بابام  بهم میگه از عروسم خبری نشد خدایا تو عزیزم رو واسته کردی 

تا به مادر و پدرم بفهمونه نگین جواهره 

الان اونا راضین و قول دادن  که اگه نگین بیاد صد درصد عقدش کنن برام 

الان ارزومون رو براورده کردی ممنونم ازت سپاسگذازم ولی

ولی خدایا نگینم کو چرا الان نگین نیست

نگین الان باید کنار من باشه باهم بریم دنبال خونه  و وسایل زندگیمون 

الان وقتی که خانوادش با دیدن اینای که واسه خوشبختی دخترشو تهیه کردیم 

خوشحال میشن و میفهمن ما خوشیختیم و راضی مبشودن

ولی کو نگینم انقدر داغونم که میبینی 

ببین با خودم چیکار کردم  کارم اشتباهه و احمقییته و  دیونگیه

ولی  خداقل تو میدوی محمد حالش چطوره تو میدونی  محمد خورد شده 

میدونی بدون نگین میمیرم من جونم به نفساش وصله 

التماست میکنم بهم نشون بده  هنوز دارمش 

نشونم بده زندگیم هنوز خراب نشده 

خدا بزار باور کنیم اینهمه بدبختی  که ما کشیدیم  یه ثمری داشته 

دارم میمیرم خدا  بزار نگینم رو خوشحال کنم 

من به خانومم قول داد با هم خوشیخت بشیم 

نگین همیشه میگفت محمد بالاخره تموم  میشه و ما بهم میرسیم 

عشقم و بهم  بده  باور نمیکنم  اون همه عشق و محبتی که داشتیم 

به این راختی فراموش بشه 

اون دختر نگبنه  نگینی که عشق رو شرمنده ی عشقش کرد 

مگه میشه به این راحتی فراموشش بشه 

نه نمیشه التماست میکنم بهونم رو بده  بزار زنده باشم و خوشبختش کنم 

اخه ما الان باید دنبال خونه باشیم نه خودکشی 

دیگه نمیتونم تایپ کنم دستم درد میکنه 

نگینم من تا ثانیه های اخر عمرم منتظرتم تا قدمت رو رو چشمام بزارم

الان دیگه مطمعانم نگین خوشبختت میکنم 

همه چیز امادس تا ما بشیم  همون که ارزو داشتیم 

بیا گلم  دوستت دارم همون دوتا

 

 

+ تــاریـخ   یکشنبه 1 تیر1393  ساعـت 6:58 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

 

+ تــاریـخ   جمعه 30 خرداد1393  ساعـت 9:8 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

 

میبینی

 

منم تنها تعطیل شدم و تنها تموم شدم 

 

تا وقتی چشمام عکسات رو میبینه دوستت دارم 

 

نگینم ناراحت نباش زندگی همینه 

 

خوب اونی که خواستیم نشد 

 

 میخواستم خوشبختت کنم 

 

"_.-*((MoHaMaD))*-._"

 

بدون عشق زندگی جهنمی بیش نیست 
اونای که تو عمرشون عاشق بودن و عاشقونه زندگی کردن
خوشبخت ترین مردمن
ما که از اولش همینطوری بودیم 
تنها تنها ی تنها 
براتون بهترینها رو ارزو میکنم 
دیگه ندارم 2تا 
خدانگهدار

"_.-*((MoHaMaD))*-._"

+ تــاریـخ   جمعه 30 خرداد1393  ساعـت 9:4 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 
نگینم کجاست          ؟؟؟؟؟؟
وای وای وای ذلم برات تنگه کجایی بی معرفت
نمیگی محمدت میمیره اخه مگه من چیکار کردم بابا  کم اوردم میفهمی؟
خانومم عسلم نفسم چونم زندگیم امیدم 
عشقم 

 ادامه مطلب دارد

 

_,.-*((MoHaMaD)) *-,._

 

 

 


ادامه مطلب
+ تــاریـخ   جمعه 30 خرداد1393  ساعـت 3:38 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نگینم دیگه من و نمیخای؟

 مگه من نفست نبودم؟ مگه من دوای دردات نبودم؟

داغونم...کاش این روزا تموم شه دلم تنگ شده...

دل شوره دارم... اگه دیگه منونخوای...اگه دیگه نفست نباشم..

خدا اون روزو نیاره که مجبور باشم بی حضور توزندگی کنم!!!

میبینی؟ این چند روزه نمردم! مرده ی متحرک شدم.......

خیلی داغونم بابا بی انصا

ف توکه خودت این حالو داشتی پس  چرا؟

خدا یا بسه تمومش کن

دوستت دارم دوتا

 

_.-*(((MoHaMaD))*-._

+ تــاریـخ   جمعه 30 خرداد1393  ساعـت 0:8 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نگینم  عزیزم گفته به من بگن  با عروسم برم پیشش 

مامان میگه از تو خوشش اومده 

فک کنم میخواد هدیه بهمون بده 

ولی الان از کجا بیارمت نگینم 

بیا شانس ما داره میزنه تا خوشیخت بشیم 

بیا تو رو هرکی دوست داری

+ تــاریـخ   پنجشنبه 29 خرداد1393  ساعـت 11:52 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

 

نگینم  این مطلب رمزداره و رمز خودمون رو بزن 

 

 

 نگینم ادامه مطلب رو بخون

 


ادامه مطلب
+ تــاریـخ   پنجشنبه 29 خرداد1393  ساعـت 11:43 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

نگینم همه چیز امادس بیا نفسم بیا دارم میمیرم 

+ تــاریـخ   یکشنبه 25 خرداد1393  ساعـت 5:28 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

دیگه نمیدونم چیکار کنم
نگینم یادته واسه پول پیش خونه چه کارا کردیم ؟
الان که پول پیش خونه جور شده تو نیستی
ما جرممون فقط فقط عاشقی بود
ولی نگین بیابگو کم نیاوردی
ما قرارمون تا اخرش بود یادته ؟
کجایی خوشگلم
حتی اگه نمیخوایم فقط یک کلمه بگو میدونی که از زندگیت میرم
نگین من انفدر شهامت داشت که حرفش رو بزنه
بیا نگین
نگین اگه به هر دلیلی خوانوادت مغزت و شستشو دادن
نباید یکطرفه قضاوت کنی
بیا بگو ببینم این همه درد من از کجاس
منتظرتم

+ تــاریـخ   جمعه 23 خرداد1393  ساعـت 4:58 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

دوستات خوب هوا تو دارن ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جوا ب تو زود بده می خوام بدونم 
اگه نه بود دیگه بهم نظرنده که هوس تو رو بکنم هروز به یادت بیافتم یا.و...وگریه کنم
اگه بله بوددوستت دارم

 

جمعه 16 خرداد1393 ساعت: 18:27 توسط:t----?

دوستات خوب هوا تو دارن ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جوا ب تو زود بده می خوام بدونم 
اگه نه بود دیگه بهم نظرنده که هوس تو رو بکنم هروز به یادت بیافتم یا.و...وگریه کنم
اگه بله بوددوستت دارم

 

 وب سایت   ایمیل  
محمد 093542175610 شماره جدید من خانومم

اخه خانوم محترم

من کی تو حرفام گفتم دنبال دوست دخترم ؟

بخدا همه دخترا برام زشت شدن 

من به جز نگینم هیچکس نمیتونه کاری کنه که نگاش کنم 

محمد حتی نگاههاش فقط عشقش رو میبینم

نگینم میاد 

میاد 

هرشب خوابش رو میبینم تنها میاد بیهوا از در اتاقم میاد تو محکم بغلم میکنه میگه  

محمدم دوست دارم 

+ تــاریـخ   یکشنبه 18 خرداد1393  ساعـت 2:2 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

سلام نگینم 

اینها رو که میگم  واسه اولین باره که بیانش میکنم

اون روز خاستگار ی رو یاته ؟

بچه ها من اون روز  رو هیچوقت فراموش نمیکنم

 میدونید چرا ؟

وقتی من با خانوادم رسیدم فسا ساعت 2 ظهر بود 

رفتیم ناهار خوردیم و شیرینی خریدیم 

وقتی گل فروش داشت دسته  گل نگین رو انکارد (تزیین ) میکرد 

همون جا من لباس عوض کردم و رفتیم

خونه نگین خواستگاری 

نشستیم و باباش جوری رفتار کرد

اولش که بابام فک کرد بی حرمتی دازه میکنه

بابای منم که فک میکنه ریس و همه باید جلوش دولا راست بشن 

بابام بلند شد بره خدا میدونه اونروز من چه حالی داشتم 

با التماس نشوندمش

من دستمو یک هفته قبلش با فرز زده بودم

و تاندوم دستم رو عمل کرده بودم

واسه اینکه زود خوب بشه باز گذاشته بودمش 

نمیدونید من از عصبانیت زیاد بابت رفتار بابام انقدر از خود بیخود شده بودم

که بخیه های دست خوب نشدم  رو یکی یکی کشیدم

با صدای ایدا دختر خواهرم که گفت دایی دستت خون میاد متوجه شدم 

بخیه ها رو کشیدم و زخم دستم باز شده 

با دستمال کاغذی بستمش که دیدم یکی سلام کرد 

وای خدا همیشه اینجاشو تو خواب میبینم 

سرم رو بالا اوردم دیدم نگینم . نفسم . عشقم .با اون لباس قشنگش 

با کلاس مودب و با بقار اومد جلو مامان و خواهرم سلام کرد 

خدا میدونه 

به جون خودش  انقدر خوشگل شده بود

توله سگ که نگو و نپرس

پدر سوخته مثل هلو بود 

خوب تا اونمو ع ما فقط بیرون همدیگرو میدیدیم

نگینم میدونست من از ارایش سنگین متنفرم 

واسه این ارایش نمیکرد اخه عروسم انقدر خوشگله

که احتیاج به این چیزا نداره 

خلاصه اونروز یه ارایشی کرده بود که من دوست داشتم 

زنگ چشم رنگ گونها رنگ لبا همش همونی که من دوست داشتم

 اونجا فهمیدم سوالهاش در مورد ارایش کردن واسه چی بود

زیر زبون منو گشیده بود 

خلاسه یه فرشته اومد نشست پیش مامانم و شد نگین مجلس

هرز گاهی بهم نگاه میکردیم و راستش نمیدونم چرا 

بخدا من ادم هوس بازی نیستم 

من انقدر تو زندگیم سکس کردم که عمرا نمیشه شمردش

والا با هر کس سکس کردم خوشش اومدو طرف میشد شخصی خودم 

البته کمکشون میکردم نه ار لحاظ پول نه 

مثلا دوتاشون معتاد شیشه بودن که من با اشناهام ترکشون دادم

و الا دارن پاک زندگی میکنن

خلاصه تشنه ی سکس نیستم که یه داف ببینم دلم بلرزه 

اعتقادم اینه که مرد نباید زلیل سکس باشه 

من تو عشق بازی به گفته ی اونای که باهاشون بودم بینظیرم

اخه اعتقادم به اینه که زن فقط واسه این نیست که ازش لذت ببری

زنم باید از مرد لذت ببره این رابطه دوطرفه س 

سکس وقتی یه سکس موفقه که زن ازش راضی باشه 

پی من ادم ضعیفی در مقابل زن نیستم

ولی اونروز دلم میخواست بپرم و عشقم رو ببوسم

اخه مثل فرشته شده بود

مامان میگفت من فک نمیکردم محمد انقدر خوش صلیقه باشه

وقتی قرار شد با نگین حرف بزنم رفتم تو اتاقش و کنارش نشستم 

یه چنئتا سوال بود که سوال خود نگین نبود ماله عمه ی افریتش بود 

وگر نه نگین حتی از شماره چشمای منم میدونست

اخرای مجلس وقتی بابام بابای نگین رفتن بالکون سیگار بکشن 

ترس وجودم و گرفت وقتی اومدن قیافه بابای نگین عوض شد 

اونجا بود که فهمیدم همه چی خراب شود 

تمام بدنم یخ زد له شدم از همون لحظه تو حرفای باباش مخالفت رو دیدم

ولی هی بخودم میگفتم محمد چیزی نیست داری فک میکنی 

ولی قافل از اینکه همه چی شروع نشده تموم شده بود 

اونشب رفتیم هتل و دوتا اتاق گرفتم شبی 100 هزار تومن

واسه اینکه راحت باشیم 

نگین تو چت بهم گفت محمد وضعیت اصلا خوب نیست 

منم فقط خودمو خوردم و هیچی نگفتم

فرداش نگین زنگ زد که که من دارم میرم جهرم دانشگاه

که محئ گفتم جهرم میام میبینمت 

تنها رفتم جهرم و مامان اینا رو فرستادم شیراز

 رفتم جهرم با نگین رفتیم شیراز 

واسه بابا اینا بلیط مخصوص گرفتم ولی خودم پیش نگین موندم 

رفتیم جهرم دیگه دیر شده  بود یاعت 10شب بود

من اتاق نتونستم پیدا کنم 

خوانوم قشنگم گفت تو اینجا غریبی تنهات نمیزارم 

خلاصه یه هتل اپارتمان دریست اجاره کردم 

به نگین گفتم بیا ببرم برسونمت

نگین نگام کرد گفت نمیرم میمونم

شکه شدم که چرا نرفت گفتم میخواد منو امتحان کنه 

بعد از نیم ساعت که گذشت کلی با هم  حرف زدیم 

اونشب اولین شبی بود که نگین سرش و رو سینم گذاشت 

بچه ها همیشه عشقهای  واقعی به جایی میرسه که دختر بودن  طرف مقابلتون 

اصلا مهم نیست و سکس بی معنی میشه 

این دختر  شهرستانی و با معرفت 

اونشب بمن ثابت کرد بچه نیست 

خوشحال بودم از انتخابم خیلی خوشحال

از  اون روز دیگه شهرستانی بودن دخترا به افتخار شد واسم

اونا پاکن  هنوز غرور و غیزت دخترونشون رو حفظ کردن

اره نگینم  ا  اون به بعد تو مفامت واسه من اسمونی شد

واسه اینه  همیشه گفتم نگینم مثل برگ گل پاکه 

ولی نگینم دنیا منتظر بود من وقتی طلبم رو گرفتم و توان گرفتن

 خونه و احتیاجات زندگی  رو داشته  باشم

اونوقت ازم بگیرت

ای دنیا ای خدا چرا الان

الان که نگینم باید باشه 

چرا نیست 

واسه اینه صبر میکنم 

من چیزای از عشقم دیدم که  امید دارم برگرده 

نگینم  محمدت صبر میکنه تا برگردی 

دوستت دارم خانوم خوشگلم 

عروسکم زود تر بیا نکنه دیر بشه 

نکنه وقتی بیای که محمد نباشه 

پسزود بیا گلم 

منتظرتم 

+ تــاریـخ   پنجشنبه 15 خرداد1393  ساعـت 6:15 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

سلااااااااااااااااام

وقتی عکسای عشقت جوابت رو نمیدن و فقط نگات میکنن 

پس چه عیبی داره ادما با خودشون حرف بزنن

بزار همه ئنیا بگن  محمد دیونه شده 

من که میدونم دیونه نیستم 

من عاشقم همین 

.....

سلام وبلاگم

چقد که دلم میخواد امروز با یکی حرف بزنم...

...........خودم به حرفات گوش میدم بگو مخمد..........

دیشب یه خواب قشنگ دیدم

خواب دیدم توی شهر قصه هام

همه چی همونجور بود که میخواستم

نگین بود من بودم یه عالمه عشق بود

احساس خوشبختی میکردم

احساس اینکه دیگه هیچی نمیخوام

چون همه چیز داشتم

همه دنیا توی دستام بود

اما راستش دیشب سینم درد میکرد

البته این درد و دوست دارم

چون یادگاری فساس

درد از خواب بیدارم کرد

و بعدش هرکار کردم که بخوابم و ادامه خوابمو ببینم نشد

خوشبختی توی خواب چه شیرین بود

بازم مثله همیشه یه سوال با من بازی میکرد

که خوابم یا بیدار؟

 همه میگن بیداری ولی دروغ میگن

خو اگه بیدارم عشقم کو خوشیختیم  کو

اما چه بد شد وقتی از خواب بیدار شدم

بعضی وقتها یه ذره خواب یه عمر بیداری رو می ارزه

کاش از خواب بیدار نشده بودم

دلم برای شهر قصه ها تنگ شده 

میدونین وقتی کنار نگین میشستم و 

به چشماش نگاه میکردم 

تو چشماش یه باغ ارزو بود 

یه دنیا عشق 

واسه اینه من خوابو خیال و دوست دارم 

چون نگینم  عشقم برا من یه خاب و خیال  خیلی قشنگ بو د 

بزارید بخوابم بیدارم نکو نید

خو بیدار بشم یه وقت عشقم تو خوابم تنها میمونه 

نه دییگه قوا دادم تنهاش نذارم 

بزارید بخوابم تو رو خدا 

بخواب محمد تو واقعیت هیچی قشنگ نیست

تو واقعیت محمد تنهاس 

محمد تو بیداریش نگینش پیشش نیست

فقط همیشه گفتم 

وقتی محمد مرد 

قبرش و یه کم یازو گشاد تر بکنید 

اخه میدونین

وقتی میرم بهشت زهرا 

قبرای خالی رو میبینم بخودم میگم 

ادم دیش میگیره 

قبر محمد تنگ باشه دلش میگیرها

تازه اونموقع عشقم کنارم راحت نمیخوابه 

تورو خدا باز تر کنید این قبرا رو 

اخه تو واقعیت که نمیدونم چرا 

اینهمه جا این همه گشاد 

هیچوقت عشقم کنارم جا نمیشد 

همیشه وقتی بود دنیا نبود 

وقتی نبود دنیا بود 

بزارین بخوابم 

اره دیونه شدم 

دیونه 

+ تــاریـخ   چهارشنبه 14 خرداد1393  ساعـت 7:3 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

قاصدک غنچه ی من گمشده اونو ندیدی
منو بی خبر نذار وقتی به عشقم رسیدی
تو فقط قسم بخور بگو که پیداش میکنی
بگو خوشبخت ترین آدم دنیاش میکنی
خدا جون عیب نداره گریه هامو بروش نیار
وقتی خواست گریه کنه خداجونم خودت نذار
قاصدک بجای من یه دل سیر نگاش بکن
هرکاری که میتونی ترو خدا براش بکن
حالمو بهش بگو بگو که خیلی ناخوشه
بگو که خاطره هاش داره هوامو میکشه

+ تــاریـخ   چهارشنبه 14 خرداد1393  ساعـت 0:8 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

همه میگن که تو رفتی

    همه میگن که تو نیستی

         همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی

                     دروغه ....

چطوری دلت میومد منو اینجوری ببینی

                           با ستاره ها چه نزدیک منو

                                                            تو دوری ببینی

             همه گفتن که تو رفتی ولی گفتم که دروغه

همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم

                                     همه حرفاشون دروغه

                                                       تا ابد اینجا میمونم

        بی تو و اسمت عزیزم اینجا خیلی سوت و کوره

                            ولی خوب عیبی نداره دل من خیلی صبوره...

+ تــاریـخ   دوشنبه 12 خرداد1393  ساعـت 3:15 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

دیگه نمیدونم چی بگم دیشب خوابت رو دیدم نگین

خواب اون لحظه که لبم و مزه میکردی یادته 

یادته لبم بوس میکردی یادته میگفتی مزه لب محمد که مزه توتون میده رو با هیچی غوض نمیکنی

اره ولی هیچوقت اجبارت نکردم نگین

چندبار باهات حرف زدم نگین

نگفتم من تنها راحتم 

نگفتم ازیتم نکن 

داغون بودم میدونم تو کمکم کردی ولی 

ولی گفتم دیگه قلبی ندارم یادته 

گفتم من سنم ده سال بزرگتره یادته 

التماست کردم بری دنبال زندگیت

چندبار بهت گفتم

گفتم عشق بچگونس 

ولی  دیدم نه اینطور نیست من خواستم کمکت کنم 

ولی وقتی گفتی دوستم داری فهمیدم زیاده روی کردم

تواین دو سال  خودم و با سنت تو وقف دادم بزرگت کردم نگین 

وقتی اومدی من تشنه ی محبت بودم 

توام الحق سنگ تموم گذاشتی 

دیدم تو دلت صاف 

نگینم تو خیلی زود دلم و بردی انقدر که بیشترین عشق رو حس کردم 

نگین سه سال با بهار دوست بودم ولی یکبارم بمن این جسارت رو نداد

که برم ببینمش تازه اون فاصله ش  با من دوساعت ولی من تا امروز دوازده باره 

این فاصله ی 14 ساعتی رو اومدم و برگشتم 

اومدم خاستگاری

خانوادم رو اوردم شیراز نگین اورئن اونا کار ساده ی نبود  ولی  برای تو 

برای تو همه کار کردم نگین واسه اینکه مطمعا بشی من کنارتم

هیچکس باور نمیکرد محمد این کارا رو بکنه 

فک میکنی من نمیدونستم فرار یعنی چی ؟

یادته گفتی  تو اتوبوسم باور نکردم ولی وقتی مطمعا شدم هیچی نگفتم 

چون مبدونستم تو عاشقی و واسه من اینکارا رو میکنی 

دیگه شده بودی نفسم که وقت رفتنت به شیراز مامانت فهمید تهرانی 

یادته تو اتوبوس بودی الیماست کردم که بر نگرد 

ولی گوش ندادی 

یادته جای از اتوبوس پیاده شدی من که یه مرد بودم اون موقغ شب جرات نمیکردم اونجا پیاده بشم

تو چه میدونی من چه حالی داشتم 

پزمان فک میکرد شوخی میکنم ولی اومد   دید داغونم 

پزمان برای من برادر بود و هست یادمه واسه خاطر من جونش کف دستش

گذاشته بود 180 کیلومتر با ماشینش پرواز میکرد 

حال بد منو دید میدونست من کسی رو جز تو ندارم 

پشتم وایساد گفت نمیزارم یک دقیقه نگینت تو خیابون بمونه 

که دمش گرم وقتی پیاده شدی من اونجا بودم یادته 

از خودت پرسیدی محمد چطوزی سه میلیون پول تو دوماه جور کرد

واسه تو خیلی کارا کردم

هر بار اومدم ببینمت پونصد هزار تومن خرج کردم

یادته هفته یکبار میومدم

نگین با تمام وجود دوست داشتم

یادته گفتی رفتی دکتر

من هیچ حرفی نزدم فقط گفتم تو زن منی

نگین محمد 33 سالشه پس غیر ممکنه کلاه سرش بره

ولی تو نفسم بودی تو رو انتخاب کردم واسه زندگیم دختر

اخرین بار وقتی گفتی میام یادمه 4 بار گفتم صبر کن ؟

ولی دیدم تو داری به عشقم شک میکنی که گفتم بیا

یادته پولم نداشتم ولی شبونه کارتت رو شارز کردم که با هواپیما بیای

اومدی نگین

من باز پشتم از طرف خانوادم خالی شد

همه چی ز بهم خورد وقتی از خونه اومدم بیرون بابام گفت اینجا نیاریش 

تموم وجودم لرزید ولی نذاشتم بفهمی و  نگران بشی

یک میلیون تومن واسه عقد 

ولی مهم نبود

حاظر شدم برم سرایداری 

یادته ؟ من محمد سرایداری اصلا باورم نمیشه 

ولی تو بودی مهمتر از هر چیز 

یک هفته با هم زندگی کردیم 

نگین باور میکنی اون یک هفته قشنگترین لحظه های زتدگیم بود 

خاضرم یه دستم و بدم تکرار بشه 

ولی من یاد گرفتم به بزرکترهام احترام بزارم 

میدونستم بالاخره خانوادت باید یعنوان داماد قبولم کنن 

نمیخواستم ازم خاطره بدی داشته باشن

میدونی مادر ها  قصم دروغ نمیخودن  مادرت قصم خورد قول داد 

نمیدونستم دروغ میگه   نگین  نمیدونستم 

تا اونجا خوب جلو رفتیم

من یه کم شک داشتم ولی وقتی صدای بابات رو شنیدی گفتی بریم

ایکاش قبول نمیکردی 

رفتیم و اونجا دیدم نامردی رو مامان ها هم میکنن 

اونجا بود بخودم گفتم  محمد احمق گول خوردی 

وقتی اومدم بین تو بابات وایسم اون مهدی دستم و گرفت و انگوشت کوچیکمو شکست

دیدم هر کاری کنم بیشتر کش پیدا میکنه خواست نبود انگشت شکستمو صاف کردم

دیدم بهت قول دادم دعوا نکنم 

تنها از تهران فسا تو خونه یه قریبه این یعنی مردن 

اگه بکشنم باز من مقصر بودم 

وقتی داشتم میرفتم فکرم اینبود که برمیگردم میبرمت 

ولی فامیلات برام سورپیریز داشتن 5 نفره منه غریب رو گرفتن 

مهم نیست ولی نگین غریب کشم کردم دندهام شکست کلیه هام خونریری کرد

وقتی به مامانت زنگ زدم قسم خورد خبر نداره 

نگین بی پوا خونین و داغون از فسا تا تهران جون دادم 

باز برگشتم اومدم 11 ساعت تو خیابونت ون منتظر موندم تا دیدمت 

خیالم راخت شد خوبی 

اون مغازه داره مخلتون شاهده 

با  بابات قرار گذاشتم ولی ذیدم اونم  5 نفر با خودش اورد  جلو نرفتم

رفتم تهران و با پسام برگشتم  رفتم قانونی بیام حلو دیدم باید ازت شکایت کنم که

تبلتم و دزدیدی 

شکایت از تو محال بود  نتونستم نگین پیام شاهده 

برگشتم یاد حرفت افتادم که گفتی هرچتی شد منتظرت میمونم امیدم این بود و صبر کردم 

ولی نگین تو  بی ارزه نیستی باورم نمیشه تواین یکماه نتونی باهام تماس بگیری 

نگین الان محمد داغونه فکرو خیال  خرفای اینو اون  رفتارشون 

دیونم کرده 

فقط میتونم صبر کنم 

میدونی من همیشه تو زندگیم مخکوم به صبر کردنم 

صبر به امید خوشبختی  مسخرس ولی همینه 

نگین این اخرین باره برات اینجا مینویسم 

میدونی باز یرگشتم به تنهای و وبلاگم 

خیلی تلاش کردی منو از وبلاگم دور کنی یادته ؟

از افسردگی منو در اوردی ممنونم ازت ولی الان

هم افسردم

هم سرخورده 

هم تنها 

ولی نگینم  

نمیتونم به عشقت شک کنم تو بمن هیچوقت دروغ نگفتی 

پس تا هروقت بخای صبر میکنم 

تا یه بار دیگه بگی محمدم سلام 

منتظرتم عشقم 

 

 

 

 

دلم بشکنه حرفی نیست

حقیقت رو ازت میخوام

 

بهم راحت بگو میری

حالا که سرد رویاهام

نمیدونم کجا بود که دلت رو دادی دست اون

خودت خورشید شدی بی من منم دلتنگی بارون

یه بار فکر منم کن که دلم داغون داغونه

تو میری عاقبت با اون که دستام خالی میمونه

دلم بشکنه حرفی نیست فقط کاش لایقت باشه

میرم از قلب تو بیرون که عشقش تو دلت جاشه

+ تــاریـخ   شنبه 10 خرداد1393  ساعـت 5:53 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

بچه ها تورو خدا یکی به خدا بگه دست از سرمن برداره 

نمیدونم چرا من ؟

میگن خدا بنده هاشو اذیت نمیکنه 

میگن خدا بنده هاشو امتحان میکنه یکی 

بهش بگه محمد که دیگه نمیپرستت 

محمد میخواد بدون خدا باشه 

بگید محمد خیلی وقته تحصیل نمیکنه و درس نمیخونه پس امتحانم نکنه 

نگین یه روز گفت همه چیز تکرار میشه 

اره دقیقا باز تکرار شد دیگه نمیدونم چکار کنم چی بگم 

گریه کنم داد بزنم یغه ی کی رو بگیرم 

من هیچوقت  به عشق نگین شک نکردم 

ولی انگار نگین به عشق من شک کرده 

باشه هیچ حرفی نمیزنم 

میخوام نگینم همون نگینی باشه که بود عاشق دلباخته 

نگینی که بخاطر من از همه چیز گذشت حتی ابروش 

اینکارو کردیم که ترس ابرو خانوادش با ازدواجمون موافقت کنن 

ولی اینجور نشد  

ازم گرفتنش 

هرکار میتونستم کردم 

بچه ها بخدا جلوی خونشون انقدر کتک خوردم که خون بالا میاوردم

دوتا از دنده هام شکست ولی زیر دست و پا ی اونا وقتی کتک میخوردم 

فقط نگینم تو ذهنم بود 

پولام و گرفتن  تبلتم و گرفتن 

بدون پول با لباس پاره  داغون  غرق خون ولم کردن تو فسا ببینید 

مخمد تا تهران چطور اومده ولی برام مهم نبود 

چون نگینم داشتم 

ولی الان  انگار دیگه ندارمش دارم دیونه میشم 

یکروز از مهلت سه روزه گذشت تا دو روز دیگه میام نگینم 

به جون خودت به همه مقدسات یا برمیگردونمت 

یا جلوی خانوادت با تیغ رگ گردنم رو میزنم نگین میدونی که اینکارو میکنم 

میخواستم مامان بابات رو بزنم 

ولی بهت قول دادم  بهشون بی احترامی  نکنم پس فقط میمونه خودم

دوستت دارم نگینم 

تا دو روز دیگه پیشتم 

دارم 2تا

 

+ تــاریـخ   شنبه 10 خرداد1393  ساعـت 0:25 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

سلام  نگینم 

قریبونت برم نفسم

مامان میییییییییییییییییییگه شاید تماس نگرفتن تو یعنی فراموش کردن تو 

میخوان برام زن بگیرن 

نگینم کجایی 

عروسکم یه خبر بهم بده تورو خدا 

میخوای بیام فسا ؟

بیام نگین یه چیزی بگو تورو خدا 3روز سب میکنم بعدش میام فسا

ببین مهدی میگه اینبار میکشیمت 

دندم خوب شده میام کتک بخورم نگین خسته شدم

میخوام جلو خانوادت خودمو با تیغ بزنم 

یا میبرنم بیمارستان یا همونجا  کناری خیا بون میمیرم 

میخوام ببینن من بخاطر تو از حونمم میگزرم 

منتظر م نگینم منتظرم 

جون محمد تماس بگیر یکاری کن بفهمم خوبی خانومم 

دوست دارم 

دیگه محال وقتی اسمت میاد صوزتم خیس نشه 

بیا گلم بیا  محمد داغون شده بگو دوستم داری بگو نگینم 

بگو تنهام نمیزاری  عروسکم  خوشگلم بیا دارم دف میکنما 

 

بچه ها میدونید نگین تنها دختری بود 

 

چشمش رو که می بندی, دیدِ دلش بیشترمیشه... 

 

دلش را که میشکنی, 

 

باران لطافت از چشماش سرازیرمیشه... 

 

انگار درست شده تا...

 

روی عشق رو کم کنه !

 

+ تــاریـخ   جمعه 9 خرداد1393  ساعـت 4:13 قبل از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  | 

09354217561

 

شماره ی جدید م

 

 نگینم  یه خبری بهم بده

 

اینجا زمین است !

 

من محمد هستم 

 

ساعت به وقت انسانیت خواب است.....

 

باور کن فکر نمیکردم اینقدر دوام بیارم 

 

دل عجب موجود سخت جانی است.

 

هزار بار می سوزد،می شکند،می میرد

 

اما باز می تپد.

 

نگین چانم میدونی که  این تپیدن فقط بخاطر تو ؟

 

پس زود بیا  دوستت دارم

 

_.-*(((MoHaMaD))*-._

 

+ تــاریـخ   سه شنبه 6 خرداد1393  ساعـت 3:47 بعد از ظهر  به قـلـم   .-*(( MoHaMaD ))*-.  |